”آوای مــاندگار زنان”

صبورالله ســياه سـنگ

hajarulaswad@yahoo.com 

هـفـته پيش کتاب ”آوای مــاندگار زنان” که در برگـيرنده زندگــينامه و رهــاوردهـاي فــرهنگي نزديک به يکـصد تن از بانوان برگــزيده در گســتره هــاي راديو، تلـويزيون، تياتر و سـينمــاي افغانســتان اســت، به کـوشش مــاريا دارو در کـانادا از چـاپ برآمد

 

در يادداشــت نويســنده ميخــوانيم: ”افــزون بر گــويندگان، آوازخــوانهــا، ديکلمــاتورهــا، هـنرپيشــگان و ســتاره هــاي فـلم کـه شــرح حــال و فشــرده فعاليتهــاي شــان در اين کتاب درج گــرديده، از دو صــد زن هــنرمند ديگــر به دليل نداشــتن معلومــات دســت اول، با تبصره هــاي مخــتصري ياد شــده اســت.”

 

آوای مــاندگار زنان” پس از پرداخـتن به چـگـونگـي پيدايش تياتر در مصــر و يونان و به دنبال آن بررســي نمــايشهــاي دوره گــردانه (ســـيار) و نقـش آفــريني هـنرمندان روي ســتيژ در کـابل و چـند شـهـــر ديگــر افغـانســتان، با نقـش ملکــه ثريا و بانو اسـمــاء رســميه در تهدابگـــذاري ”نهـضــت نســوان” آغــاز گــرديده و با چـند ســـوگنامه کــوتاه به ياد کشــتارهاي غــبارآلـــود شـيمــا رضــايي، شــکـيبا آمــاج، ذکـيه ذکــي و صـفـيه عــمه جــان به پايان ميرســـد.

 

مــاريا دارو در اين کتاب با آوردن يادگــارهــايي از روزگار خــوشـــايند و ناخــوشـــايند زندگي دســت اندرکاران جهــان هنر و آواز از زبان خــود شــان، روند رزم، پشـــتکار، فـــداکــاري و نقــش يادمــاندني آنهــا در رســــانه هــاي افغانســتان را مينمــاياند.

 

نگاهــــي به پيشـــينه کتابهــاي ويژه زنان افغـانســتان نشــان مـيـدهـــد کـه بســياري از آنهــا بازتابنده زندگـــي و کارنامــه ادبي ســـرودپردازان، نويســـندگان يا سـيمــانگاري سـياســت_پيشـگان بوده اند، ولـي ”آوای مــاندگار زنان” به هـــدف بازشــناســـايي بانوان نامـــور در گســتره هـنر و رســانه هــا فــراهــم آمده اســت.

 

بانو مــاريا دارو که پيش از پناهـنـده شـــدن در کـانادا، عـضـــو اداره هـنر و ادبيات راديـو و کارمند وزارت اطلاعـــات و فــرهـنگ افغانســتان بود، ”آوای مــاندگار زنان” را نخســتين آزمـــون کتاب_نويســي خــود مـيداند. او ميگــويد: ”با آنکه شمــار زيادي از زنان مـعــرفي شـــده در کتاب را از نزديک ميشــناســـم، گـــردآوري اين مجـمـــوعه دو ســال را در بر گرفت.”

 

آنچــه به زيبايي و ارزش اين کتاب مــي افزايد، چــاپ عکسـهــاي زنان ســـخنور در کنار زندگينامه آنهــاســت.

 

آوای مــاندگار زنان” از چـندين نگاه ”به” اســت، ولي ميتوانســت ”بهـــتر” باشــد.

 

برگي از آواي مــاندگار زنان

 

اســتاد مخــفي حســيني کابلي فــرزند ســيد صــالح در ســال هزار و سـه صـد و نه هــجــري خــورشـــيدي در کوچــه درخـت شــنگ شـهـــر کابل چشـــم به جهــان کشــود. اســاســات عـلــوم ديني و ادبيات را از مـادرش کـه معـلــم و مــدير مکتب بوســتان ســـراي در دوره ســلطنت امـان الله بود، فـراگـرفت. حـفـظ قــــرآن مجــيد را از دوازده ســـالگي شـــروع کــرد و اولين شــعـرش را وثيقه غــنايي تکامــل بخشــيدن آمــوزش قـــرار داد.

 

نامـبرده تحـصـيلات عــالــي را در دارالـمعلمين کابل به اتمــام رســانيد و بيشــــتر از پنج دهـــه عـمــرش را وقف خــدمــات ارزشـــمند در مـعـارف و مطـبوعـــات افغانســتان کرد. او را ميتوان يکي از علــمبرداران نهــضت دمــوکراســـي زنان در کشــور دانســت.

 

بانو مخــفي حســيني مفـســر قـــرآن مـجـيد و حــديث شـــناس خوبي بود و هــدف زندگي را در آمــوختن و آمــــوزاندن پيگــير ميديد. وي نه تنهــا در رشـــد جسـمــاني و تربيت معـنوي اطفال وطـــن ميکوشــيد، بلکـه در اعـاشـــه و اباته شـــاگـردان بي بضاعـت نيز فعالانه سـهم ميگـرفت.

 

اســتاد مخـفي چناني کــه از نوشته هــا و اشــعارش بر مي آيد، به دمــوکراســـي براي زنان در نقش نيم پيکر جــامعه باور تمــام داشــت. او براي اثبات پابندي به عــقيده اش دســت به کارکردهــاي فــرهنگي در عـــرصه تياتر زد.

 

با آنکـه نامبرده در جـــواني همـســرش را از دســت داد، به پرورش و آموزش شـــش فــرزندش کمر همت بســت و آنهــا را به مــدارج عــالي تحصيلات رســانيد.

 

اســتاد مخفــي حســـيني در اواخـــر عـمـــر داغ هـجـــرت را به ســـينه پذيرفت و ســـرانجام روز دوازدهم مــاه اســـــد ســیزده هشــتاد و دو هـجــري خــورشــيدي در ايالات متحـــده امــــريکا چشــــم از جهــان پوشـــيد.

 

از جـــمله بازمــاندگان خـــانواده، دکتور اقـليمــا مـخـفي و مقـدســـه مخـفـي با پا گذاشــــتن در راه تياتر، گــويندگـي و ديکلمه شـعـــر، راه مــادر هــنرمند شـــان را پيگيرانه دنبال کـــرده اند.

 

شـناسـه کتاب

 

ســــرنامه: آوای مــاندگار زنان

نويســــنده: مـــــــــاريا دارو

شـمــار برگهــا: 250

شمــارگان: هـــــــزار

بهــا:پانزده دالــر کانادايي

چاپخـانه: ســربرگ، کانادا، اکـتوبر 2008

 

[][]

ريجاينا، کانادا

بيست و هشتم اکتبر 2008

 

 



Lämna ett svar