حوادث بهسود و دایمیرداد در آستانه ای جرگه ای مشورتی صلح در افغانستان

حوادث بهسود و دایمیرداد در آستانه ای برگزاری جرگه ای مشورتی صلح در افغانستان

 

هیچ تردیدی نیست تامین صلح یکی از نیازهای مبرم و اساسی مردم افغانستان را تشکیل میدهد ولی اینکه چگونه و توسط چه نیرویی این امر تحقق پذیر است مورد سوال و تردید است.

همه در مقام نطق و سخنرانی و خطابه های جذاب ، در قالب کلمات زیبا دم از صلح و اخوت و رعایت حقوق بشر میزنند اما درعمل صلحی را میخواهند که منافع شخصی، گروهی، قومی و سیاسی خودشانرا در بر داشته باشد نه دیگران را.

برگزاری جرگه ها در افغانستان پیشینه ای دیرینه دارد و در مقاطعی که این نوع اجلاس بصورت خود جوش و از طرف خود مردم راه اندازی گردیده است بر روند فروکش کردن منازعات مؤثر بوده است ولی جرگه هاییکه از جانب زمامداران و حکومتگران برگزارشده اکثرا جنبۀ نمایشی و فرمایشی داشته و فیصلۀ چنین جرگه هایی هیچ تغییری در وضعیت مردم ایجاد نکرده است.

در زمان حکومتداری هر کدام از زمامداران افغانستان نظیر شاه امانالله، محمد ظاهر، محمد داؤد، ببرک کارمل، دوکتور نجیب الله ” چندین جرکه”، شورای اهل حل و عقد برهان الدین ربانی، گردهمایی وسیع علمای دینی در زمان طالبان، لویه جرگۀ قانون اساسی در شروع حکومت حامد کرزی حد اقل یک یا دو جرگۀ وسیع دایر شده ولی چندان رول مؤثری بر تغییر اوضاع در افغانستان نداشته و فقط تصامیمی ازین گونه جرگه ها بیرون آمده است که خود قدرت مداران و حامیان خارجی ای شان خواسته است و بس و هیچ زمانی صدای افراد آزادمنش شنیده نشده و اکثرا در گلو خفه شده است و با بستن اتهام هایی آنها را از صحنه بدر کرده اند.

جرگه ای که حامد کرزی در زمان تبلیغات انتخاباتی بی خود برای دور دوم کرسی ریاست جمهوری به مردم قول برگزاری ای آنرا داده بود بعد ار دوبار به تعویق افتادن عنقریب دایر میگردد ولی معلوم نیست که اینبار چه تاجی بر سر مردم خواهد زد.

قبل ازینکه جرگۀ مشورتی صلح دایر گردد و آقای کرزی میخواهد در میان صدها تعهد عمل ناکردۀ خود، تنها به این قول خود عمل کند در معرض چالشهای بزرگ و خطرناک قرار گرفته است.

دوبار به تعویق افتادن زمان برگزاری اجلاس به دلایل نامعلوم، اعتراض پارلمان مبنی بر عدم معرفی یازده نقر از وزرای باقیمانده برای کسب رای اعتماد و در سکوت برگزارشدن جلسات مجلس شورای ملی در رابطه ای این موضوع و مهمتر از همه وقوع درگیری مسلحانه میان کوچیها و افراد بومی بر سر مالکیت علفچرها در ولسوالیهای بهسود و دایمیرداد و تحصن حدود چهل و پنج نفر از اعضای پارلمان به خاطر بی توجهی یی دولت برای حل این مناقشه ای مخاطره آفرین، عواملی است که پیش از پیش مؤفقیت کار این جرگه را زیر سؤال برده است.

مناقشه بر سر اراضی و مراتع سرسبز مناطق مرکزی افغانستان میان کوچیهای بادیه نشین از قوم پشتون و ساکنان محلی از قوم هزاره که هردو شهروندان افغانستان اند و در برابر قانون از حقوق برابر برخوردار اند اززمان حکومت  امیر عبدالرحمان تا کنون جریان داشته و در مقاطع مختلف زمانی بنا بر ضعیف بودن یکی از جوانب در گیر مسکوت مانده و دولتها هم به خود زحمت نداده اند تا این مساله را ریشه ای حل نمایند.

بعد از بر سر قدرت آمدن دولت کنونی این منازعه دوباره زنده شد و همه ساله هنگام بهار درگیریهای پراکنده میان دو طرف منازعه که ادعای مالکیت بلا منازعۀ این مناطق را دارند بوقوع پیوسته است. اوج درگیریها پارسال بود که حدود پنجاه نفر از دوجانب کشته و زخمی و صدها خانواده آواره شدند.

در حالیکه ماده ای چهارده قانون اساسی افغانستان تصریح کرده برای اسکان دایمی کوچیها نمرات زمین رهایشی توزیع کردد تا این قشر بیچارۀ بیخانمان و سرگردان را ازین وضعیت ناگوار نجات داده و فرزندان آنها بتوانند از مزیت تعلیم و تحصیل استفاده نمایند و ساکنان محلی هزاره جات که آنها هم مردم فقیر و وابسته به یک تکه زمین اند با خیال آسوده بتوانند لقمه نانی را برای زنده ماندن خویش دست و پا نمایند. اما کار دولت آقای کرزی درین زمینه صفر بوده و همواره درین مورد و سایر موارد دیگر به صدور فرامین مقطعی و زود گذر اکتفا نموده و از تدوین یک استراتژی ملی سر باز زده است.

دولت مؤظف است که در چنین مواقع و موارد خاص سریع اقدام نماید و از انکشاف طرح های توطءـه گونه جلوگیری نماید و نگذارد که دشمنان مردم ما ازین آب گل آلود ماهی بگیرند و آتش زیر خاکستر شده ای تشنجات قومی را بار دیگر شعله ور سازند و بر سر چانه زنیها برای کسب قدرت بیشتر از احساسات پاک مردم استفاده نمایند.

مردم هم باید هوشیارانه مراقب اعمال و کردار دلالان قدرت و سیاست باشند تا مانند گذشته ای نه چندان دور دوستی بمیان آمده میان اقوام با هم برادر و برابر کشور مارا مخدوش نسازند.

مع الوصف مشکلات فوق الذکر، تهدید نمایندگان متحصن بر عدم شرکت خود و طرفداران شان در جرگه ای صلح در صورت حل نشدن قضیه ای بهسود و اخیرا اعلامیه ای جبهۀ ملی بزرگترین طیف اپوزسیون دولت که آنها هم عدم شرکت خودرا در اجلاس اعلام داشته اند و طالبان که از ریشه این سیستم را قبول ندارد، آقای حامد کرزی برای چه موضوعی دلخوش کرده است و مصر است این جرگه را دایر نماید.

آیا تدویر این اجلاس جز ضیاع وقت و به هدر دادن پول مردم نیست و کی ها ازین سود میبرد؟

مردم افغانستان و یا فاسدانی کیسه هارا کلان دوخته اند تا ازین مدرک بر سرمایه های دالری شان بیفزایند؟

آیا بهتر نیست که آقای کرزی در فکر برگزاری جرگه ای صلح میان اعضای حکومت باشد که هم کم هزینه تر است و هم مؤثرتر؟

 

سید خداداد فطرت

26.05.2010

 



Lämna ett svar