عشق

نوشته ای از محمد شفیع نجیم معاون بخش فرهنگی انجمن افغانها

سر دفتر عالم معانی عشق است
سر بیت قصیده ای جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است

شروع سخن
عشق از نیازهای مبرم در حیات معنوی یک شخص، یک جامعه و حتی یک ملت بشمار میآید. عشق انسان را به مقام والای انسانیت میرساند، انسان را تحریک به کوشش و سعی و تلاش بی پایان وامیدارد. برای رسیدن به آرمانهای معنوی عشق را باید وسیله ساخت تا به آن نایل آمد. عشق است که برای انسان آرامش درونی را بار میآورد، همچنان عشق دارای ابعاد گوناگون و دایره ای آن خیلی وسیع است. فرد از راه ابراز عشق و مورد عشق قرارگرفتن موجودیت خود را اعلام میدارد. عشق چه در گونه ای جسمانی و چه در گونه ای عرفانی آن دقیقا از خطی میگذرد که با انبار ناآگاه رابطه میگیرد. عشق در مفهوم عرفانی آن گذشته از آنکه بیانگر اشتیاق پیوستن به نور آلهی است، بیانگر عشق مریدانه نیز است

ریشه ای پارسی واژه ای عشق
در گذشته پنداشته میشد که واژه ای عشق ریشه ای عربی دارد ولی عربی و عبری هردو از خانواده ای زبانهای سامی اند. دیدگاه جدید پزوهشگران اینست که واژه ای «عشق» از « اسکه» اوستائی به معنی خواست، خواهش و گرایش، ریشه میگیرد که آن نیز با واژه ای اوستائی «اس» به معنی خواستن گرائیدن، آرزو کردن و جستجو کردن پیوند دارد.
واؤه ای عشق
مهر، شیدائی، شیفتگی، دوستگانی، کامخواهی، به حد افراط و پریشانی دوست داشتن، از خود بیخود و در معشوق محو شدن میباشد.
عشق آفرین
آفریننده ای عشق، آنخه با جاذبه های شگفت انگیز یا با جلوۀ زیبائی خود در آن تولید عشق کند
عشق آمیز: با عشق درآمیخته شده
عشق افلاطونی
عشق است که روح انسان سودای آن را از دیدار زیبائی مطلق، جمال مطلق در عالم مجردات ، پیش از آمدن به دنیا با خود دارد و درین دنیا نیز همه به سودای عشق او از پی جاذبه های زیبائی میرود ولی چون در هیچیک از آنان کمال مطلق مثال مجرد را نمی یابد پس پیوسته آرزوی بازگشت به عالم مجردات و واصل شدن به آن معشوق ابدی را دارد.
عشق اکبر: اشتیاق به لقای حق و معرفت ذات و شهود و ویژگی های ذات مطلق است.
عشق اوسط: عشق حکما و فلاسفه به دانش.
عشق باختن: اظهار دلدادگی نیاز کردن.
عشقباز: عاشق پیشه، عاشق عشق.
عشقبازی: مهرورزی، عمل عشقبازی با معشوق
عشق حقیقی: عشق دیدار معشوق حقیقی کردن که ذات مطلق حق تعالی است.
عشق عقلی: عشق متوجه به ذات حق تعالی است
عشق نوازی: زمزمه ای عاشقانه، خواندن بر معشوق.
عشق ورزی: عشقبازی و اظهار نیاز به معشوق میباشد.
چون در بالا گفته امد که عشق دارای ابعاد مختلف و هم دایره ای آن خیلی وسیع میباشد. سپس نویسندگان، شعرا و فلاسفه هریک در مورد عشق و مفهوم آن طرز تفکر جداگانه دارند.
بقول مولانا جلال الدین بلخی رومی خداوندگار بلخ، عشق را رسیدن به خدا، مردن را توصیه میکند و در نظر مولانا مرگ انسان را از منجلاب با گرداب نفس و نیاز آزاد میکند و با پایان یافتن زندگی جسمانی روح انسان نزد خدا(ج) معشوق میرود.
بمیرید، بمیرید در این عشق بمیرید
درین عشق چو مردید، همه روح پذیرید
بمیرید، بمیرید وزین مرگ مترسید
کزین خاک برآیید، سماوات بگیرید
اما مولانا در جای دیگر نگاه کاملا زمینی به عشق دارد.
ای قوم به حج رفته کجائید کجائید
معشوق همینجاست بیائید بیائید
در بادیه سرگشته شما در چه هوائید
او وصیت میکند یعنی به خانه ای خدا نروید، معشوق حقیقی در به دیوار شماست.
مزلوی دانشمند امریکائی عشق را از بعد دیگر مینگرد یعنی پس از غذا و امنیت عشق را سومین نیاز انسان میداند، او معتقد است عشق و محبت و باهم بودن و متعلق به کسی بودن از نیازهای جسمی انسان سرچشمه میگیرد ولی نباید با آن همسان گرفته شود.
افلاطون 2400 سال قبل در مورد عشق چنین گفته بود:
افلاطون در کتاب مهمانی خویش مفهوم عشق را از زبان کسانی از جمله سقراط 3 و اریستوفانیس4 که برای بحث پیرامون معنی آن دور هم نشسته بودند، چنین بیان میدارد:
و عشق آتش میل پیوستن است…. هدف عشق آفریدن زیبائی و نیکوئی است و برای اینکه بتوان به این هدف دست یافت باید با زیبایی های جسمی آغاز کرد و سپس هر مرتبتی بالا رفت تا به مطلق رسید.
و این هم سخن چند از دالای لاما مرد مدیر و سیاستمدار چین باشنده ای شهر تبت که در مورد عشق چنین نگاشته است:
1 ـ به اجرا درآمدن تمامی ابعاد عشق در زندگی امری زمان گیر و دشوار خواهد بود، اما این سبب نمیشود که شما انگیزه ای تان را از دست بدهید، هر انسان که خواهان آزادی بشر است باید بداند که عاشقی تنها راه رسیدن به این هدف میباشد.
2 ـ عشق نقطه ای مرکزی زندگی انسان است.
عشق سرمنشأ رسیدن بشر به شادابی است و نیازدرونی ما به آن در بطن هسته ای اولیه ای زندگی مان نهفته است.
3 ـ قلب عاشق برخورداری از یک ذهن سالم و پسندیده، قلبی سرشار از محبت و نیکی و احساسات مثبت و گرم، مهمترین عوامل در مؤفقیت زندگی ما میباشند.
4 ـ عشق حقیقی
عشق حقیقی هرگز بر پایه ای وابستگی و دلبستگی های زود گذر استوار نمیباشد.
5 ـ عظمت عشق مادرانه
احساس مادر نسبت به فرزندش از بهترین و والاترین نمونه های عشق است. یک مادر برای امنیت، محافظت و سعادت فرزندش حاضر است به هر نوع فداکاری و ایثار در زندگی اش دست بزند.
باالاخره سخنان دالای لاما را با جملات دیگر که در مورد عشق چنین بیان فرموده است به پایان میرسانم.
عشق انسان را به همه چیز میرساند، عشق انسان را راهنمائی میکند تا به هر آنچه در زندگی وجود دارد دست یابد.
اگر بپذیرید که همگان در پی شاد زیستن هستند، براحتی با محبت کردن و عشق ورزیدن به بزرگترین دشمنان خود، افرادی که به آنان آسیب میرسانند و سختی که به ایشان روا میدارند غلبه خواهند کرد.
از نبشته های بالا بر میآید که عشق را در مفهوم وسیع آن نمیتوان در یک دایره محدود کرد. همینطور بیان و یا اشاره به عشق اسطوره ای در ادب شعر فارسی هم وصف زیبائی است و هم بنیان معنوی عشق را در گستره ای مفهومی اجتماعی برمیتاباند.  
 اشاره به عشق لیلی و مجنون، وامق و عذرا، خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد، ویس و رامین و یوسف و زلیخا ازین جمله اند. در متن تمامی اشارات شاعران به این عشقها نکات بسیار ظریفی نهفته است که هم بیانگر شور و احساس انسانی با درک زیبایی شناسانه است و هم در برگیرنده ای مفهوم ژرف فلسفی و عرفانی است.
همچنانکه عشق در مفهوم وسیع آن نمیتواند تنها به حیطۀ رابطه ای صرفا جسمانی و عشقبازی محدود ماند و یا آنکه صرفا نمیتوان آنرا در مفهوم عشق الهی محدود کرد، اشاره ای شاعران بلندپایه و متفکر فارسی در برگیرنده ای همین ادراک همه جانبه است.
چنین شاعرانی با نگرش فیلسوفانه از معنای عشق درک پربار اجتماعی و تاریخی و زیبائی شناسانه ای خود را با بیان لطیف شعر درآمیخته اند. به قول دوکتور سید حسین نصر اغلب شاعران ما دید فلسفی و عارفانه داشته اند. آنها فیلسوف به معنی عام اند.
از نوشته های فوق دریافتم که نایل شدن به عشق باید قلب را از وسوسه، غیبت، دروغ، تزویر و حیله مصفا و صیقل نمود، همچنان نهال عشق را باید در خانواده و وجود خویش غرس کرد.
در خانواده هائیکه نهال عشق غرس شده است بی تردید که اعضای آن خانواده بدون کینه، عقده و غیره در جامعه عرض اندام مینمایند.
هرگاه در خانواده هائیکه نهال عشق و محبت وجود ندارد، اطفال شان که مردان و یا زنان آینده ای جامعه میباشند، عقده مند، کینه توز و غیره بار میآیند.
سپس مایان باید تا حد امکان باید هریک نهال عشق را در کانون خانوادگی خویش غرس نمائیم تا آن با عشق حقیقی بارور شده و ثمر نغزی بدست آوریم. غرس کردن نهال عشق و محبت در یک جامعه و حتی ملت را باهمین شیوه که گفته آمد مصدق است.

نویسنده: محمد شفیع نجیم معاون بخش فرهنگی انجمن افغانها
زیرنویسها
1 ـ کتاب ژرف اندیشی
2 ـ آریانا بدون مرز



Lämna ett svar