جشن و آیین نو روز

نو روز ، روز نو ، روز نو شده با آغاز سال نو روز اول حمل نخستین
ماه بهار، بزرگ ترین جشن ملی ، باستانی و سنتی مردم آریایی و یاد گار چند هزار ساله مهین عزیز باستانی ما میباشد۰
این جشن بزرگ ملی زمانی در سر زمین آریانا برگزار گردید که بیداری و تجدید حیات در طبیعت آغاز گردید که سردی زمستان پایان یافت و در دشت و دامان کوهساران گل لاله ریحان رویید

http://www.youtube.com/watch?v=8akUQ_vRNaA

http://www.youtube.com/watch?v=vU9dlbCEtX4

واژه نوروز مرکب از دو واژه فارسی نو و روز است۰ در روز گاران کهن آریاییان این واژه را ناوا سردا یعنی سال می گفتند۰
مردمان آریایی آسیای میانه نیز در زمان سلاله های سغدیان و خوارزمشاهیان ، نوروز را نوسارد و نوسارجی می نامیدند۰ در مورد بنیاد جشن نوروز مطالب زیادی بیان شده۰ که در اینجا مختصری برای شم ذکر می نمایم۰
در برخی متن های کهن شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی اسناد دیگر، کیومرٍث را به عنوان پایه گذار نوروز معرفی کرده اند۰ در شاهنامه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان بود که دستور داد در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاج زرین بر روی تخت نشست۰ با رسیدن نوروز خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی ، آن روز را نوروز یا روزنو نامیدند۰
به روایتی دیگر میگویند نام اصلی جمشید جم بود۰ جم شاه در نخستین روز بهار در زیر نور درخشان آفتاب بهاری ، بر تخت جواهر نشان خود نشسته بود، آفتاب بهاری بر جوهرهای تخت و تاج او تابید و اشعه های فراوان آنها باز تابید۰ مردمی که به تماشای شاه ایستاده بودند با دیدن نوری که از جوهرهای شاه بر می تابید، فریاد زدند شید شید
یعنی خورشید چنین شد که واژه ی شید بنام شاه پیوست و نام او جمشید شد۰
حکیم عمر خیام در نوروز نامه راجع به جشن نوروز میگوید۰
از آن بوده است که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید از آن آگاهی یافت آن روز را نوروز نام نهاده سپس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به اواقتداد کردند و آن روز را جشن گرفتند۰ و به جهانیان خبر دادند تا همگان آنرا بدانند وآن تاریخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است که آیین وجشن و رسوم ملوک را به جا آرند از بهر مبارکی وخرمی کردن در اول سال هر کس در نوروز جشن کند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذرانند۰
برخی دیگر آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهند۰ بر طبق این روایت نوروز در خاوران ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی در زمان حمله کوروش به بابل باز میگردد۰ و نیز در برخی از روایت ها زردتشت به عنوان بنیان گذار نوروز نام برده شده است۰
برخی از شواهد تاریخی نشان میدهد که کوروش دوم بنیان گذار سلاله هخامنشیان در سال ۵۳۸ قبل از میلاد نوروز را جشن ملی اعلام کرد۰
وی در این روز بر نامه هایی برای ترفیع سربازان پاکسازی مکان های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا نمود۰
این آیین نیز در زمان پادشاهان دیگ هجامنشی نیز برگزار میشده است۰
چنانچه بررسی هایی که برو سنگ نوشته های هخامنشیان صورت گرفته نشان میدهد که مردم با جشن های نوروز آشنا بوده اند و هخامنشیان نوروز را به شکوه جلالی بزرگی جشن میگرفته اند۰ شواهد نشان میدهد که داریوش اول هخامنشی به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه ای از جنس طلا ضرب زده بود که در یک سوی آن سربازی در حال تیر اندازی نشان داده میشده است۰
در دوران سلجوقیان به دستور جلال الدین ملک شاه سلجوقی تعداد از ستاره شناسان خراسانی جهت تدوین گاه شماری خراسان زمین موظف گردیدند۰ در جمله ستاره شناسان خراسانی که کار تدوین تقویم خراسان زمین را آغاز کردند ابوالفتع عبدالرحمان منصور خازنی ابومظفر اسفزاری ابوعباس لوگری محمد بن احمد بن احمد منصوری شامل بودند
در راس این ستاره شناسان خراسانی خیام نیشاپوری قرار داشت۰
تقویمی که این گروه ستاره شناسان ترتیب دادند بنام تقویم جلالی معروف گردید۰
تقویم جلالی همان تقویمی است که تا به امروز رایج میباشد واین تقویم دقیق ترین تقویم تا آنزمان تا اکنون بشمار می آید۰ گفته میشود در تقویم اروپایی در هر ۲۵۰۰ سال اشتباه می شود اما در تقویم جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه تفاوت به وجود می آید۰
خیام با گروه ستاره شناسان خراسانی برای بهتر سازی گاه شمار خراسانی نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آنرا ثابت نمودند۰
بر اساس این گاه شماری که به تقویم جلالی معرف شد برای ثابت نگهداشتن نوروز در آغاز بهار مقرر شد که هر چهار سال یک بار تعداد روز های سال به جای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر گرفته شود۰
طبق این قاعده می بایست روز اول سال در دور سال هشتم دوباره به
جای اول سال چهارم برسد۰ این گاه شماری از سال ۳۹۲ اجرا شد و تا امروز ادامه دارد۰ تا جایی که اسناد نشان میدهد اکثر گاه شماری ها و تقویم های امروزی هجری شمسی و هجری قمری معمول نیز مبتنی بر
همین تقویم جلالی میباشد که بعد از اصلاحاتی ترتیب یافته اند۰
مسلم اینست که جشن نوروز در لحظه اعتدال بهاری آغاز میشود۰
در دانش ستاره شناسی اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در کره شمالی زمین به لحطه ای گفته می شود که خورشید در خط استوای زمین قرار میداشته باشد۰
این لحظه ساعات اول روز اول برج حمل میباشد که در تقویم هجری خورشیدی نخستین روز هرمز روز یا ورمزد روز از ماه فروردین است۰
فصل بهار مخصوصا نوروز که تکرار خلقت جهان و تجدید خاطره آفرینش است بیشتر از دیگر فصل های سال رسوم وعنعنات خاص ومنحصر به خود را در میان اقوام مختلف جهان دارد۰ چون در هر سال یک بار برگذار میشود و پایان مرگ طبیعت را مصادف با ختم زمستان است جشن میگیرند۰
نوروز وآغاز سال نو با تفاوت فصل در همه جای جهان بصورت یک عنعنه حتمی مراسمی در بر دارد که برگذار میگردد۰ آب پاشی رنگ باشی جشن و سرور سبزه لگد زنی سبزه سبز کنی توبه و استغفاره شیطان بدور کنی احترام به آبهای روان و جاری وایستاده و ۰۰۰ و به انواع مختلف و تحت عناوین بسیار تجلیل میشود۰
در میان اقشار مختلف و وطن عزیز ما سال نو را بمفهوم کشت و بر داشت و خیر و برکت و احیا و زنده شدن زمین و رستاخیز و فرآورده های لبنی و حیوانی میدانند۰
در شمار العالم دانشمند بزرگ علامه مجلسی از معصوم ع روایت کند که خداوند ج آدم ع را در آغاز همین ماه حمل سال نو آفرید که فرخنده روزی است برای خواستن نیاز ها از خداوند و بر آورده شدن حاجات و آرزو ها کشت محصول آغاز به مسافرت کردن معامله وداد و ستد کردن فرا گرفتن علم و دانش زن گرفتن وعقد نکاح بستن و روز شفا وبهبود بیماران پس در این روز خود را خوب شستشو دهید بهترین جامه ها را بپوشید بو های خوش استعمال نمایید و خدا را بسیار حمد وسپاس گویید۰
قدر مسلم نوروز جشن و میله نوروز خصوصا در وطن عزیز ما افغانستان جنبه های دینی بسیار دارد که یکی از آنها عبارت از نو شدن سال هجری شمسی است۰
چند روز قبل از نوروز مردم خانه های خود را پاک و صفا می نمایند یعنی خانه تکانی میکنند حتا یک عده ای از مردم که توانایی پولی دارند خانه های خویش را رنگ آمیزی می نمایند در این روز مردم لباس نو میپوشند خوشخویی میکنند و بوی خوش استعمال میکنند و بهترین خوراک های مانند سبزی چلو قورمه های متنوع میوه های گوناگون
ممکنه روزی کرده خداوند را در شب نوروز وروز نو روز تناول می
نمایند و سال را که پیشرو دارند شگون نیک یا فال نیک میگیرند۰ و با این عقیده و امید که تا آخر سال خوش لباس خوشخو، خوشبو و خوش خوراک و توانمند باشند۰
یک تعداد زیاد از خانواده ها اعم از مردان ، زنان ، جوانان ، نو جوانان و کودکان در محلات نزدیک خانه های شان چون دامنه های کوه ها تپه ها
میدانی ها پارکها و باغات میروند۰
یک تعداد از جوانان ، نو جوانان و کودکان سر گرم بازی های تفریحی از قبیل گازک ها دولیگک ها اسپک ها می شوند۰ همچنان یک تعدا د از والدین برای اطفال خود اسباب بازی از قبیل غرغرانک ، موترک، پونپونک، جرنگانه ،پوقانه ، فرفرک وغیره خریداری می نمایند۰
یک تعداد از جوانان و نوجوانان مشغول تخم جنگی، تشله بازی ، سانقه بازی ، گدی پران بازی و غیره بازی های مردمی میشوند یک تعداد از فروشنده ها از قبیل ماهی و جلبی ، منتو، شورنخود، پکوره ،مشنگ باقلی، دوده ی هوسی ، کشمش آب، قندی پشمک و غیره خوراکه های هوسی را به فروش میرسانند و مردم تا شام ها مشغول بازی ها و خوردنی ها میباشند۰
جشن دهقان
روز اول نوروز همچنان موسوم به روز دهقان و میله وجشن دهقان نيزاست(”میله عنعنوی نوروز یا جشن دهقان یکی از سنن پرافتخار مردم افغانستان است که پیشنه چندین هزار ساله دارد”). این روز در مرکز و ولایات وطن عزیز ما با مراسم جالبی شروع میشود که زراعت پیشه گان هموطن با کمر های بسته و وسایل ابزار، آلات جالبی زراعتی خویش همراه با گاو های تیار کرده قلبه ای خود بنمایش میگذارند و سرور های حماسی دلاوری مخصوص بخود را می خوانند مانند منم مرد کار دهقان کهن که دل زمین را می شگافم و دانه را در دل خاک دفن میکنم ؛ منم صاحب بازوان توانا و مرد دلیر زمین۰۰۰۰
همچنان با بیل های رنگ کرده خویش به نمایش بیل بازی یا بیل جنگی میپردازند۰ یک تعداد هم به نمایش نیزه بازی و قچ جنگی میپردازند۰
این مراسم تا ظهر ادامه می یابد و بعد غرس نهال در کنار جاده ها و رهرو ها و باغات به پایان میرسد۰
جشن نوروز و جشن دهقان تقریبا از سال ۱۳۵۳ تا سال ۱۳۶۰ در دامنه کوه مشهور به کوتل خیر خانه که حایل بین ده کپک خیر خانه و دشت چمتله است به شکل رسمی و دولتی اجرا میشد که حتا مقام های عالی دولتی هم برای تماشا جشن می آمدند که از طرف میزبانان نوشابه ها و خوراک های ویژه ی از قبیل کوکاکولا، فانتا، ناشتا اسمورگوس و غیره برایشان سرویس میشد۰
هفت میوه
علاوه بر دیگر مراسم بسیار از نوروز یکی هم هفت میوه تر کرده است به مفهوم خدا حافظی با میوه های تر و خشک سال گذشته و اظهار قدر دانی از آنان بدین معنی که یک روز قبل از هر میوه خشک مقداری را شسته و در ظرف بزرگی تر مینمایند که برای روز بعد یعنی اول نوروز آماده خوردن میشود۰ میوه های چون بادام ،کشمش ،خسته ،انجیر، آلو ،سنجد ،چهارمغز، مغزپسته و خلاصه آنچه از میوه های خشک که در دسترس باشد همه را یکجا تر میکنند و روز اول نوروز هر کدام از اعضای خانواده یک پیاله از آن نوش جان مینما یند و عده ی هم برای دوستان و همسایه های خویش روان میکنند۰
نذر سمنک
مراسم معمول و رایج دیگری بنام نذر سمنک به نشانه سفره بهاری و خوراک های سبز و معطر حلال بهار زیبا از سبزه های خوشبو در میان مردم ما رایج است که مقدار از گندم را قریب به بیست روز قبل از حلول سال نو و نوروز در ظرف بزرگی سبز مینمایند و شب اول نوروز را با جشن سمنک آغاز گر میشوند، یعنی اول گندم سبز شده سمنک را خوب کوبیده آب آنرا میگیرند و با دیگر ملحقات آرد ترمیده و بعضا روغن و مصالح جات در میان دیگ بزرگی میریزند و شب را تا قریب صبح توسط هیزم بسیار در تحت آن آتش میکنند و آنرا می جوشانند که خوب بسته و منسجم میشود و با چمچه های بزرگ چوبی دراز زیر آنرا به نوبت میشورند تا بر دیگ نگیرد و نسوزد و بدین ترتیب سمنک به معیار آمد می پزد و قابل خوردن میشود۰
سمنک غذای بسیار مقوی و شیرینی است که تنها در سال یکبار آنهم در اولین شب نوروز بعمل می آید۰ در مجلس جشن سمنک پزان تنها زنان اشتراک دارند همانگونه که دیگ سمنک با صدای جالب و یک نواخت تق و تق خود میجوشد، زنان حاضر مجلس نیز با دف و دایره در اطراف آن مشغول به آواز خوانی و پای کوبی میشوند و بصورت دسته جمعی میخوانند۰
سمنک در جوش ما کفچه زنیم
دیگران در خواب ما دقچه زنیم
سمنک نذر بهار است میله شب زنده دار است
ای خوشی سال یک بار است سال دیگر یا نصیب
و۰۰۰۰۰
بهمین ترتیب مجلس اهل جشن نوروزی سمنک تا بعد از حلول سال نو قریب به صبح ادامه می یابد و صبح زود نذر سمنک در کاسه های خورد و بزرگ میان دوستان تقسیم میشود۰
اینک منتخبی از سرودها و اشعار نوروزی

نو روز شد و لاله خوش رنگ بر آمد
بلبل به تماشای دف و چنگ بر آمد
مرغان هوا جمع شدند بر چمن و گل
دود دل من از قفس تنگ بر آمد
شاعر۰۰۰۰

علم و دولت نوروز به صحرا بر خواست
زحمت لشکر سرما ز سر ما برخواست
بر عروسان چمن بست صبا هر گهری
که به غواصی ابراز دل دریا بر خواست
سعدی شیرازی

بهار و نوروز
برف ها آب شدند
ابر های دیو مثال از پهنه آسمان گذشتند
طبیعت خام کوک رخت سبز نمود به تن
دیری است که ما غافلیم ز تماشای چمن
گاه نماید تدریس یک سانی
بیا، که بیاموزیم درس یک سانی
بیا، که خویش را چون فصل بهاران
دور نمایم ز نا هنجاری ها
سرشار از عشق صفا و ملایم حال
غرس نمایم نهال عشق را در ژرف های قالب مان
چون تنومند دهقان با شور و شعف
نیک گیریم شگون
شگون نیک
جشن نوروز، نوروز دل افروز
محمد شفیع نجیم

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش است
خوش باش و ز دی مگو امروز خوش است
عمر خیام

با تقدیم حرمت
محمد شفیع نجیم

زیر نویسها
آریانا برون مرزی
گنجینه معانی



Lämna ett svar