تأملی بر سخنان بشردوست‏

برداشتهای من از سخنان دوکتور رمضان بشر دوست

نویسنده: سید خداداد فطرت
سه شنبه نهم اکتوبر 2012
رمضان بشردوست در سویدن
دوکتور رمضان بشردوست عضو مجلس نمایندگان افغانستان، بنابر دعوت رسمی «کمیته همبستگی سویدن ـ افغانستان» به تاریخ 03 اکتوبر 2012 وارد این کشور گردید و مطابق برنامه های از پیش تنظیم شده ضمن ملاقات با نهادهای سویدنی در میان افغانهای مقیم سویدن نیز حضور یافت و در کنفرانس هائی که در چند شهر مهم از جمله اپسالا، گوتنبرگ و استکهلم از جانب افغانهای مقیم در شهرهای متذکره ترتیب داده شده بود شرکت نمود

در کنفرانسی که روز شنبه 06 اوکتوبر 2012 به ابتکار شورای انجمنهای افغانی شهر استکهلم از جمله انجمن افغانها در یک رستورانت افغانی واقع لیلیوهولمن تدویر یافت من هم حضور داشتم و آقای بشردوست را از نزدیک رسد کردم
بشردوست کیست؟
رمضان بشردوست فرزند محمد علی متولد سال 1961 میلادی در ولایت غزنی ، تحصیلات دوره ابتدائی و متوسط را درافغانستان، دوره لیسه را در ایران و دوره های لیسانس، ماستری و دوکتورا را در کشور فرانسه تمام کرده است
دوکتور رمضان بشردوست از دانشگاه «تولوز» فرانسه دوکتورای حقوق وعلوم سیاسی دارد و در دانشگاههای پاریس بحیث مدرس دانشگاه کار نموده است
بشردوست تا سال 2004 میلادی مانند خود آقای کرزی فرد گمنامی بود و هیچکس اورا بعنوان بشردوست کنونی نمیشناخت. همانطور که کرزی در سال 2001 یکباره از کنفرانس بن سر برآورد، بشردوست هم در ماه مارچ سال 2004 زمانی برسر زبانها آمد که در کابینه دولت آقای کرزی در سمت وزیر پلان گماشته شد و زمانی خیلی مشهور و سوژه خبری رسانه ها قرارگرفت که در 24 دیسمبر 2004 حکم انحلال 1935 موسسه کمک رسانی غیردولتی «انجو» را صادر و آنها را فاسد و کلاهبردار خواند. این تصمیم آقای بشردوست عکس العمل غیر منتظره نهادهای دولتی داخلی و تمویل کنندگان خارجی انها را بر انگیخت و همه به شمول خود کرزی بر بشردوست فشار آوردند تا کوتاه بیاید ولی او از تصمیمش منصرف نشد و فردای آنروز یعنی 25 دیسمبر 2004 از سمت وزارت پلان استعفا داد. وزارت پلان هم با استعفای آقای بشردوست آب خوش روزگار را نخورد و بکلی از ردیف وزارتها حذف گردید
بشردوست از سال 2005 بدینسو در هردو انتخابات مجلس با رأی بالا از شهروندان کابل به عضویت مجلس نمایندگان درآمد و تاکنون درین سمت به کار مشغول است
کرکتر شخصی
آنچه تا کنون در مورد ویژگی های شخصیتی آقای بشردوست بدست همگان رسیده قرار آتی میباشد
دارای شخصیت مستقل سیاسی، عدم وابسته به احزاب و تنظیمهای دخیل در ویرانی های افغانستان و و غیر آلوده به فساد اقتصادی
:بشردوستی که من تصور میکردم
من با بشردوست آشنائی قبلی نداشتم و الآن هم ندارم و تنها مرجعی که مرا با آقای بشردوست بطور غیر مستقیم وصل میکرد مصاحبه های تلویزیونی او در شبکه های خصوصی ماهواره ای بود و صادقانه بگویم با این همه امکانات اطلاعات الکترونیک تا هنوز کنجکاو نشده بودم که حتی زندگینامه آقای بشردوست را بخوانم ولی امروز که ضرورت پیداکردم تا در مورد اش چیزی بنویسم خواندم
تا روز ششم اکتوبر که با آقای بشردوست از نزدیک هم صحبت نشده بودم در مورد او تصورم این بود که بشردوست یک شخص عصبی مزاج، تندخو، پرخاشگر، گستاخ، سازش ناپذیر، خیالپرداز و در عین حال صادق، ساده اندیش و نا آشنا با شرایط زمانی است و نظریه پردازی های او هیچگاهی در جامعه ای که من میشناسم تحقق پیدا نخواهد کرد
بشردوستی که من یافتم
ولی روز شنبه ششم اوکتوبر هنگامی که آقای بشردوست وارد تالار کنفرانس گردید در یک نگاه گذرا و از نزدیک وی را شخص خوشرو، متبسم، ساده، صمیمی و خوش مشرب یافتم
در داخل تالار که جمع کثیری از افغانهای مقیم استکهلم و حومه حضور داشتند آقای بشردوست را با کف زدنهای ممتد بدرقه کردند. بدون مبالغه بگویم این اولین برنامه ای بود که چهره ها و اقشار مختلف جامعه افغانی در آن حضور بهم رسانیده بودند و با جذابیت خاص به سخنان آقای بشردوست گوش میدادند
صحبتهای دوکتور رمضان بشردوست در عین سادگی و روانی، جذاب، منطقی، سیستماتیک، علمی و تحلیلی بود و در جریان سخنرانی اش اکثر مستمعین به نشانه تأیید سرتکان میدادند
یک مقوله فارسی است که میگوید:« سخنی که از دل برخیزد به دل نشیند
بشردوست در سخنرانی اش زبان دل مردم شده بود و دردهای دل مردم را بگونه ای مطرح میکرد که مؤفق ترین هنرمندان هم نمیتواند اینگونه احساس مردم را بر انگیزد و به وجد می آورد
در فن سخنرانی آخوندها و ملایان پیشتازترین افراد جامعه اند و آیات و احادیث را چنان تشریح و تفسیر مینمایند که مردم تصور میکنند این روحانی سخن پرداز در همان زمان و مکانی که آیت نازل شده و یا حدیثی از زبان پیامبر بیرون آمده حضور داشته تا جائیکه مجال فکر کردن را در بارۀ صحت و سقم موضوع از مردم میگیرند، ولی هنگام عمل از عامی ترین فرد جامعه هم عقب می میمانند و صداقت گفتار شان به مخاطره می افتد 
بشردوست نه تنها خوب و زیبا سخن میگوید بلکه به گفته هایش صادق است و عمل هم میکند. او حرفهایش را نه وحی منزل میداند و نه مطلق و فراگیر، و اعتراف به این دارد که صحبتهایش در هر شرایط زمانی و مکانی خاص تغییرپذیر و قابل نقد است
بشردوست در نقش یک افغان ساده
ساده می پوشد، ساده زندگی میکند و از غذائی استفاده مینماید که در دسترس اکثر مردم قرار دارد، ساده حرف میزند تا همه بتوانند بفهمند و بی آلایش و صمیمانه برخورد میکند، بدون محافظ در خیابانها راه میرود، با مردم ارتباط مستقیم و رو در رو دارد و برای رسیدن به او هیچ مقدمه و دفتر و سکرتری وجود ندارد
بشردوست در نقش یک دانشجو و استاد
پله های دانش را با مؤفقیت طی میکند تا به گرفتن درجه دوکتورای حقوق و علوم سیاسی نایل میگردد، به مقام استادی دانشگاه میرسد و در دانشگاه پاریس به تدریس مشغول میشود 
بشردوست در نقش یک وزیر
آقای بشردوست قبل از رسیدن به پست وزارت در بخشهای دیپلوماتیک وزارت خارجه کار میکند و اطلاعات مهم و مفیدی را در مورد کارکردهای دولت بدست میاورد که بعد از احراز مقام وزارت آن پاینت های منفی را جهت اصلاح امور در جلسات کابینه با صراحت و جرأت تمام رو میکند
او در اولین روزهای وزارت اش از به اختیار گرفتن موترهای لکس و گرانقیمت توسط وزرا و تأدیه هزینه اضافی خرج دسترخوان برای وزراء شدیدا انتقاد میکند و خودش یک موتر عادی را برای رفت و برگشت به محل کار انتخاب مینماید
در گماشتن کارمندان ارشد وزارت شیوه تحقیق را به پیش میگیرد و شایسته ترین افراد را از نگاه اخلاق و تخصص استخدام مینماید. با پایین رتبه ترین مستخدمین وزارت که زمانی از سایه وزیر هم هراس داشتند سر یک سفره نشسته غذا صرف میکند
مراجعین را معطل نمیگذارد تا ساعتها منتظر نوبت ملاقات با وزیر باشند بلکه خود در جمع مراجعین می آید و مشکل همه را به نوبت پرسیده و به حل آن میپردازد. این روش مرا به یاد شیوه کار دوکتور خدایداد بشرمل انداخت که زمانی در دورۀ ریاست جمهوری دوکتور نجیب وزیر تعلیم و تربیه بود و با عین روش با مراجعین برخورد میکرد و به همه احترام میگذاشت. من در آنزمان معلم لیسه استقلال بودم و برای اجرای کاری رفته بودم در دفتر وزارت و شاهد بودم که بشرمل به کسی کمک کرد که نه او را میشناخت و نه درخواست او شامل حیطه کاری اش بود 
بشردوست در جریان وزارتش از یک اختلاس بزرگ توسط انجوها و تمویل کنندگان خارجی آنها پرده برمیدارد و نزدیک به دوهزار انجوی داخلی و خارجی را منحل اعلام میکند ولی رئیس جمهور به تصمیمش احترام نمیگذارد و ازینجاست که بعد از یک دوره کوتاه چند ماهه عنان وزارت را به صاحبش میسپارد
بشردوست در مقام کاندید مجلس نمایندگان و ریاست جمهوری
بشردوست تنها فردی است که بدون پشتوانه مالی، حزبی و تنظیمی، و حمایتگر خارجی با اتکاء به خداوند و پشتوانه مردمی در مقابل کسانیکه ملیونها دالر را در کمپاینهای انتخاباتی شان مصرف کرده بودند، در هردو دوره انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری به مقام سوم نایل میگردد
باور کردنی نبود که رقبای بشردوست با وجودیکه قدرت، پول و امکانات در دست شان بود، یک و یا چند قبله سیاسی هم داشتند با بشردوستی که قبله اش تنها بسوی خدا و اتکایش مردم بود مؤفق عمل کنند و رأی تمام اقشار جامعه را بدست آورند به همین لحاظ دست به تقلب زدند و به رسوائی آنها انجامید
بشردوست در دوران نمایندگی پارلمان
بشردوست در صراحت لهجه، بدون لفافه صحبت کردن، مدلل و با اسناد افشاگری کردن و انتقاد مداوم از نمایندگان مجلس، وزرا و ریاست جمهوری شهرت دارد ولی متأسفانه گوش شنوائی وجود ندارد تا حقایق را بشنود و به آن ترتیب اثر دهد
بشردوست اولین عضوی از پارلمان بود که نسبت ازدیاد حقوق و امتیازات نمایندگان اعتراض کرد در حالیکه خود نیز یکی از آنها بود. نمایندگان دیگر تمام تلاش شان برای بدست آوردن کرسی نمایندگی رسیدن به شهرت، کسب حقوق و امتیازات ویژه و وارد شدن به درهای معامله و سودجوئی است ولی بشردوست قسمت اعظم از حقوقش را برای دستگیری بیچارگان مصرف مینماید 
دوکتور بشردوست هیچگاهی از انتقادکردن، تذکردادن و پیگیری حقایق خسته نمیشود و اسرار آن تا مرزی میرسد که هیأت رئیسه مجلس از اثر عدم تحمل پذیری مایک صدا را قطع میکنند تا شنیدن حقایق به پرده گوش آنها ضرر نرساند
بشردوست و اطلاع رسانی
آقای بشردوست در اطلاع رسانی دقیق، مستند و مدلل دست بالا دارد و از طریق شبکه های اجتماعی، مطبوعات الکترونیک، صحبت و مصاحبه با رسانه های چاپی، صوتی و تصویری و حتی تماس مستقیم با مردم حقایق را بدون واهمه و هراس به گوش همه میرساند
بشردوست و مردم
رمضان بشردوست در میان تمام اقوام کشور محبوبیت دارد و بعلاوه زبان مادری اش به زبانهای پشتو و ازبکی نیز مسلط است. راز موفقیت بشر دوست در این است که با مردم صادقانه برخورد میکند و به حرفهای خود ایمان دارد. او عینکهای تعصب را کنار گذاشته و در جریان صحبتهای خود اظهار داشت که همه را به عنوان انسان دارای تمایلات مشترک نگاه میکند و خون هیچ کسی را رنگین تر از دیگری نمی بیند
بشردوست در شروع سخنرانی خود در شهر استکهلم اذعان کرد که مردم عادی افغانستان بین هم هیچ مشکلی ندارند و همه از یک درد مشترک رنج میبرند و آن زیر ستم قرار گرفتن هرقوم از سوی افرادی است که خود بزرگ شان کرده اند و به رهبری رسانده اند. او میگوید این درد مشترک را در دیدار با مردم مغاره نشین بامیان، اهالی شهر فیض آباد، از درد دل معلولی در شهر میمنه و از دزدی سیستماتیک حاکمان جلال آباد از حقوق مردم و از افراد خیمه نشین چهارراهی قنبر کابل درک کرده است. بشردوست در ادامه سخنانش اضافه میکند ما رئیس جمهور پشتون داریم که زاده قندهار است ولی صدها قندهاری و هلمندی فراری از جنگ در چند قدمی ارگ در زمستانها در زیر خیمه از سردی می میرند، خلیلی معاون رئیس جمهور است و در قصر زندگی مینماید ولی هزاره های بامیان در مغاره بدون در و پنجره به سر میبرند. فهیم معاون رئیس جمهور است و ثروت آن از حساب خارج است و ادعای رهبری قوم تاجیک را هم دارد ولی معلول جنگی پنجشیری را از در خود میراند و یا چندین سال رئیس جمهور از بدخشان بود ولی شهر فیض آباد یک متر سرک اسفالت شده ندارد و بسیاری از ولسوالی های بدخشان حتی از داشتن راه موتر رو محروم است پس دیده میشود که مشکل یک قوم، قوم دیگر نیست بلکه رهبران خود آن قوم است
بشردوست معتقد است تا زمانیکه مردم دنبال این رهبران گرگ صفت و فاسد را رها نکنند «همین آش است و همین کاسه» زیرا مردم عوض اینکه در قدم اول به فکر خود باشند، بیشتر به فکر تقویت اژدها هائی اند که در قدم بعدی خود آینها را خواهد بلعید. وی میگوید اگر هرفرد از آباد کردن خانه و اطراف خانه خود شروع کند در مجموع قریه و شهر و بالاخره کشور به آبادانی میرسد
بشردوست و روش خلفای راشدین
بشردوست میگوید همانطور که خلفای راشدین هم خود پاک بودند و هم اصلاحات را از درون خانواده شان شروع و در جامعه تعمیم میدادند، اگر رهبران جامعه افغانی نیز این روش را در پیش گیرند جلو فساد های گسترده گرفته میشود، وی تأکید کرد او عاشق قدرت نیست بلکه او در تلاش است تا کسی بر سر قدرت بیاید که مانند خلفای راشدین زمانیکه بین مردم میرود میان او و مردم عادی فرق نشود. وی با انتقاد از حکمروایان فعلی افغانستان اظهار داشت که بزرگترین دزدان اموال و دارائی های مردم و دولت، همین برادران رئیس جمهور و معاونین آن هستند و از گسترش فساد زمانی جلوگیری میشود که آقایان در قدم اول از برادران و اقارب خود شروع نمایند و بعد از دیگران تقاضا کنند که دست به فساد نزنند 
بشردوست و توصیه به افغانهای مقیم خارج از کشور
:آقای بشردوست در جواب یکی از هموطنان حاضر در کنفرانس تأکید کردند
افغانهای مقیم خارج که عمدتا متخصص و با فهم تر اند میتوانند هم در سرنوشت خود فوق العاده مؤثر باشند و هم بر سرنوشت مردم داخل کشور. وی معتقد است اگر هموطنان ما جدیت به خرج دهند و توان تأثیرگذاری خود را بر محافل و شخصیتهای سیاسی کشوری که درآن زندگی مینمایند بالا ببرند، میتوانند از خیلی اشتباهات جامعه جهانی در قبال افغانستان جلوگیری نمایند
چنانچه مشهود است که اکثر کشورها در کشور دیگر بخصوص در کشورهای قدرتمند یک گروه نفوذ دارند و از طریق لابیگری میتوانند از خیلی وقایع سوء جلوگیری و سکان توجه مثبت رابسوی کشور خود توجیه کنند و افغانهای فهیم هم میتوانند همین کار را بکنند
بشردوست با انتقاد از دولتهائیکه در قبال مهاجرین افغان ظلم و اجحاف روا میدارند و حقوق آنها را نادیده میگیرند به هموطنان توصیه کرد که منتظرنباشند که فرجی از سوی دولت شود و به آنها یاری رساند، زیرا دولت افغانستان خود با امضای قراردادهای غیر تخصصی و معامله گرانه با دولتهای پناهنده پذیر به نقض حقوق شهروندان کشور خود کمک میکند
بشردوست بعنوان مثال میگوید: کرزی بطور ماهیانه و مستمر از احمدی نژاد بطور خصوصی پول میگیرد بدون آنکه فصل و باب آن معلوم باشد و یا در خزانه دولت واریز شود، چنین رئیس جمهوری چطور میتواند از احمدی نژاد تقاضا نماید که در مقابل مهاجرین افغان مقیم ایران صبور و برده بار باشد و کاری به کار شان نداشته باشد. آقای بشردوست کمیساریای پناهندگان سازمان ملل را دزد، آلوده به فساد و ناقض حقوق پناهجویان و پناهندگان خواند، چون کار شان معامله گری با دولتها و به ضرر مهاجرین است
محترم دوکتور بشردوست دولت سویدن را نسبت نقض صریح حقوق انسانی پناهجویان افغان یاغی و ناقض روشهای دموکراتیک و انساندوستانه خواند و به کارگیری خشونت را توسط پولیس سویدن در مقابل یک زن و شوهر اخراجی افغان به شدت محکوم کرد
بشردوست غیر معتبردانستن پاسپورت افغانی را توسط اداره مهاجرت سویدن غیر منطقی و غیر قابل توجیه توصیف کرد و اضافه نمود چطور ممکن است دولت کشوری، حاکمیت سیاسی کشور دیگری را به رسمیت بشناسد ولی اسناد هویتی آن کشور را که توسط نمایندگی های سیاسی آن توزیع میشود غیر معتبر بداند؟
بشردوست خطاب به جامعه جهانی
آقای بشردوست اعتقاد دارد که کشور ما از امکانات باالقوه فراوانی برخوردار است، اگر دولت مسئول و پاسخگو داشته باشیم و جامعه جهانی هم صادقانه برخورد نماید خیلی از نیاز های ما از دست داشته های داخل کشور مرفوع میشود ولی آنها نمیخواهند ما خودکفا شویم و برای خود زندگی نمائیم نه برای آنها. بشردوست منابع آبی، منابع نفتی و گازی و معادن زیرزمینی کشور را مثال میزند و میگوید اگر این منابع به گونه بهینه به کار بیفتد مملکت ما از بدبختی بیرون میآید
:آقای بشردوست راجع به کمک های جامعه جهانی به افغانستان و بازپسگیری آن اظهار داشت
جامعه جهانی در یازده سال اخیر از مدرک قاچاق مواد مخدر از افغانستان 68 ملیارد دالر عاید داشته است ولی تا هنوز تمام کمکهای کشور های غربی به افغانستان از مرز 57 ملیارد دالر هم تجاوز نکرده است پس به این حساب این کشورها هنوزهم از افغنستان مقروض اند
آقای بشردوست به خروج نیروهای امریکائی تا پایان سال 2014 از افغانستان اعتقاد ندارد و میگوید هنوز خیلی دسیسه ها باقیمانده است که امریکا میتواند از طریق افغانستان در مقابل چین، ایران و کشورهای آسیای میانه عملی نماید و اگر از افغانستان بطور کامل خارج شوند برنامه های آنها ناتمام خواهد ماند
محترم بشردوست برخورد قوتهای خارجی و حتی ایران را در برخورد با شورشیان طالب و حزب اسلامی دوگانه خواند و گفت: این دولتها از یک جانب خود را همکار دولت افغانستان جلوه میدهند و در ساختن مدارس و مکاتب و جاده ها هزینه مینمایند ولی از دست دیگر به مخالفین مسلح دولت کمک میکنند تا آنچه را آباد شده است دوباره تخریب نمایند تا جنگ در افغانستان ادامه داشته باشد
بشردوست میگوید اراکین دولت امریکا به رخ جهانیان میکشند که در حال حاضر بیشتر از ششصد و پنجاه هزار پسر و دختر افغان به مکتب میروند ولی فکر نمیکنند که مکتب صرف میز و چوکی و کتابچه و قلم نیست بلکه فاکتورهای اساسی تر دیگریست که مکتب را رونق می بخشد و متعلم را به رشد واقعی میرساند و آن معلم است، اما یک معلم با پنجهزار افغانی حقوق چه میتواند انجام دهد؟
در خاتمه کنفرانس آقای نسیم سحر رئیس انجمن افغانها به نمایندگی از شورای انجمنها و حاضرین تالار از آقای بشردوست نسبت احترام گذاستن وی به هموطنان تشکر و قدردانی کرد
بعنوان نتیجه گیری اضافه کنم که برخورد آقای بشردوست را نسبت به قضایای جاری کشور نهایت صادقانه یافتم ولی طرح او نسبت به اصلاح ساختار جامعه افغانی که خودش هم اعتراف کرد بسیار زمانبر و تدریجی است. وی به اصلاح ساختار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه افغانی از قاعده به رأس معتقد است، وی قطع کردن رأس هرم و در فساد باقیماندن قاعده هرم را مؤثر نمیداند



Lämna ett svar