درنگی بر پیشینه و چگونگی رباعی در ادبیات فارسی دری

 

 

شروع سخن

در باره شعر دارند که هر کدام به سلیقه و زعم خود آنها در باره شعر و چگونگی آن سخن می راند. ولی مسلم اینست که فعلااکثر شان به این تعریف اتفاق نظر دارند که گفته میشود شعر در واژه عبارت از چامه، چکامه، سروده، سخن آهنگین و منظوم و قافیه دار میباشد و در سبک بیانگر احساسات لطیف و معانی ظریف و خیال انگیز و هنرمندانه است
شعر انواع گوناگون دارد. در این نبشته از یاد آوری آنها صرف نظر کرده
درنگی کوتاه بر پیشینه و چگونگی رباعی می نمایم

وجه تسمیه رباعی
در وجه تسمیه(انگیزه یا نام گزاری) رباعی و دوبیتی و ترانه قدما اقوالی دارند که ظاهرا به دور از تحقیق به نظر می رسد، چنان که شمس قیس در وجه تسمیه رباعی گوید که چون بحر هرج در اشعار عرب مربع الا جز است به ابیات آن رباعی گفته اند زیرا گویی هر بیت از این وزن، دو بیت عربی است۰ اما با توجه به این که رباعی اساسا در نزد عرب قدیم مطرح نبوده است منطقی تر به نظر می رسد که بپنداریم اسم رباعی ناظر به هیات صوری شعر بوده است و شعر را به اعتبار چهار مصراع مستقبل آن رباعی گفته اند۰
در هند نیز به رباعی چهارقاش گفته اند۰ در این رابطه به دو اسم جالب
برای رباعی اشاره می شود چهاردانه و چهارخانه۰
در مقدمه دیوان شرفشاه دولایی همه جا به جای ترانه یا دوبیتی یا فهلوی چهاردانه آمده است و این اسم در هیچ اثر دیگری دیده نشده است۰
در اغراض السیاسه تالیف ظهیری سمرقندی صاحب سند باد نامه به جای رباعی چهارخانه آمده است۰
اما در باب وجه تسمیه ترانه، شمس قیس می نویسد به حکم آن که منشد و منشی و بادی و بانی آن وزن کودکی بود نیک موزون وجوان سخت تازه و تر، آن را ترانه نام نهاد۰
هر چند این سخن شمس قیس درست نیست اما واژه ترانه چنان که از حواشی برهان قاطع بر می آید از ریشه اوستایی به معنی خرد و تر و تازه است، و از این رو به جوان خوش صورت و شاهد تر وتازه و صاحب جمال ترانه می گویند، طور مثال ترانه از هفت پیکر نظامی
مطرب آمد روانه شد ساقی
شد طرب را بهانه در باقی
هر نسفته دری دری می سفت
هر ترانه ترانه یی می گف

رباعی در حقیقت نوع از خلاصه شعر می باشد که
شاعر با توانایی و مهارت خاصی که دارد
واژه گان را طور ماهرانه جا بجا می نماید تا بتواند که عقاید، دیدگاه خود و جامعه و موضوعات گوناگون سیاسی، اجتماعی، فلسفی، معنوی، عرفانی و
غیره را قسم فشرده در قالب رباعی بسراید
رباعی هم انواع گوناگون دارد که هر گونه آن در موقع تعریف و با مثال
شا ناسانده می شود
رباعی در واژه به معنی چهارگان است و هر چیزی را که دارای چهار جز
باشد می توان رباع گفت۰ و گفته اند که آن معدول اربع اربع یا اربعه اربعه است۰
رباعی با یای نسبت، یعنی شعر که دارای چهار مصرع باشد۰ رباعی چند نام دیگر هم دارد که عبارتند از
دوبیتی، ترانه، چهاردانه، چهارخانه و بیت، که ذیلا در هر مورد توضیع داده خواهد شد۰
یکی از اسم های رباعی در آثار قدما دوبیتی آمده است

که مولانا یکی از عاشقان رباعی چنین سراییده است۰

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم
شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم
در عشق که او جان و دل و دیده ماست
جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم

دو بیتی امروزه به شعر چهار مصراعی که به لهجه های محلی و به وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن سروده شده باشد و در این معنی ترانه نیز گویند۰
و در اشعار نخستین فارسی دری حتا در عهد غزنویان ظاهرا همه جا به جای
۰رباعی، دو بیتی و ترآنه آمده است
مثال
چون قدح گیرم از چرخ دوبیتی شنویم
به سمن برگ چو می خورده شود لب ستریم
منوچهری

از دلارامی و نغزی چون غزل های شهید
و ز دلاویزی و خوبی چون ترانه بو طلب
فرخی

همچنان به جای رباعی و دوبیتی در معنی امروزی بیت نیز به کار می رفته است۰ در بسیاری متون قدیم وقتی که می خواهند شعری ذکر کنند در عنوان
می نویسند بیت و آن گه غالبا رباعی ذکر میکنند ۰
طور مثال
شادی کن ای دل که بوی از کوی یار می آید
به غیر مگو این راز را که آن دلدار می آید
مترس ای دل سلامش کن و خود را غلامش کن
ز چشم افتاده ای تو آن مه گل رخسار می آید
شفیع نجیم

رباعی در اصطلاح شعری است دارای مصراع و به وزن مفعول مفاعیل مفاعیل فعل باشد۰
رباعی از نظر وزن و قافیه دوقسم است۰
اول ـ رباعی که مصراع اول، دوم، سوم و چهارم آن هم قافیه و بر وزن معین باشد۰ طور مثال یکی از رباعیات استاد خلیل الله خلیلی

یارب دردی که ناله آغاز کنم
شوری که سرود شوق را ساز کنم
چشمی که به سوی خویش چون باز کنم
آن گمشده را ز دور آواز کنم
دوم ـ رباعی که مصراع اول، دوم و چهارم آن هم قافیه و بر وزن معین باشد
یعنی مصرع سوم آن از نظر قافیه آزاد باشد که این قسم رباعی را خصی
یا اخته شده می گویند که در حقیقت صفت مصرع سوم رباعی است که از نظر قافیه آزاد می باشد به طور مثال

مرا گر یار تو باشی قصه عشق گویم برایت
گذارم سر به قدم گاهت کنم خود را فدایت
کمان ابرویت محراب و من ساجد خواهم شد
مرید راه عشق تو شوم من خاک پایت
شفیع نجیم

نظریات مختلف در مورد پيشینه، ریشه و پیدایش رباعی فارسی دری وجود دارد طوری که
بوزانی مستشرق معاصر باور به این است که رباعی ریشه ترکی دارد و از آسیای مرکزی افغانستان و ایران راه یافته است۰ مایر مستشرق آلمانی نیز پیدایش رباعی را تحت تاثیر شعر ترکی یا چینی می دانست
داکتر شفیعی کدکنی در طی مقاله یی در باب معرفی کتاب هفت شب از هفت ماه می نویسد۰
احتمالن تاثیر شعر چین در رباعی های فارسی دری، در همان آغاز، از نظر شکل امری است که خالی قوتی نیست زیرا نخستین نمونه های رباعی و شعر فارسی به طور کلی از ماورا النهر و بر سر راه و در معبر کاروان هایی که به سوی چین از چین رفت و آمد داشته اند به وجود آمده است۰
اساسا رباعی یکی از انواع کهن شعر فارسی دری است۰ شماری باور بر این است که در زبان فارسی دری نخستین شاعری که رباعی سروده رودکی سمرقندی است۰ گذشته از این او را بنیان گذار رباعی نیز دانسته اند۰ بر بنیاد این نظر رباعی از آفرینش های شاعران خراسان اسلامیت که بعدا به شعر عرب راه پیدا کرده است، با این حال پژوهشهای اخیر نشان می دهد که رباعی پیش از رودکی به گونه، ترانه های عامیانه در میان مردم رواج داشته و فکر می شود که شکل تکامل یافته یی یکی از انواع شعری پیش از اسلام است۰ قسمیکه در بالا تذکر یافت نظریات مختلف در مورد پیدایش، پیشینه و ریشه رباعی وجود دارد، در مورد اختراع شکل شعری و وزن رباعی نیز
روایاتی آمده است که می گویند۰
روزی رودکی سمرقندی متوفی ۳۲۹ق در یکی از گردشگاه های غزنین گشت۰ در آنجا مشاهده کرد که گروهی به تماشای چارمغز بازی کودکانی چند مشغولند۰ کودک زیبا رویی را دید که در هنگام بازی شیرین زبانی می کرد و در گفتار خود سجع های متوازن و متوازی به کار می برد۰ یک بار، پس از انداختن چارمغزی، چارمغزی از چقری بازی بیرون افتاد به سبب بر خورد دو چارمغز اما عقب عقب به طرف چقری باز گشت و کودک گفت غلتان غلتان همی رود تا بن گو شاعر را این کلمات دلنواز آمد و چون به قوانین عروض رجوع کرد وزن آن را با یکی از متفرعات بحر هزج منطبق یافت۰ سپس بر این وزن اشعاری گفت در دو بیت، بیت اول مصرع و بیت دوم مقفی۰ و چون اصل این وزن ساخته کودکی تر و تازه بود این گونه شعر ترانه نام یافت۰
همچنان روایت دیگری هم وجود دارد که می گو یند
یعقوب بن لیث صفار پسری داشت کوچک و او را به غایت دوست می داشت روز عید آن کودک با کودکان دیگر جوز یا چارمغز می باخت۰ امیر به سر کوی رسید و به تماشای فرزند ساعتی بایستاد۰ فرزندش چارمغز بینداخت و هفت چارمغز به چقری یا قت افتاد و یکی بیرون جست۰ امیر زاده ناامید شد۰ پس از لحظ یی آن چارمغز به طرف قت غلطان شد۰ امیر زاده مسرور گشت و از غایت خوشی بر زبانش گذشت که غلطان غلطان همی رود تا لب گو۰
امیر یعقوب را این کلام به مذاق خوش آمد۰ ندما و حکما را حاضر گردانیدند و گفتند که این از جنس شعر است و روا بود۰
بالا مصراع آن کار کردند تا اسم دوبیتی را به خود گرفته و آهسته آهسته به اسم رباعی مسما شد ۰ رباعی از همان نخست محتوای صوفیانه و عاشقانه داشته که تنها در حلقات صوفیانه خوانده می شد
تعداد از صوفیان و یا اهل تصوف و تعداد دیگری سراییدن شعر و رباعی را الهامی گفته از جانب خداوند برای شاعر می پندارند
جا دارد که حکایت را در کتابی خوانده بودم بیان نمایم، در کتاب از زبان صوفی چنین بیان شده بود، زمانی که در حلقه ذکر می بودم اشعاری به قسم الهامی در تکه سبز رنگ با نوشته های سفید رنگ در نظرم پدیدار می شد۰ اما زمانی که از عبادت فارغ می شدم قادر به دیدن همچو چیزی نمی شدم و از گقتن و نوشتن آن عاجز بودم
اسجاع یا سخنان آهنگین و با قافیه صوفیان، مثلا در سخنان مشایخ صوفیه، مخصوصا پیر هرات خواجه عبدالله انصاری، اسجاع چهار لختی فراوان دیده می شود که در حقیقت نوعی شعر هجایی است۰ به احتمال قوی ادامه شعر هجایی ایران پیش از اسلام در زبان دری است
و هیچ قومی به اندازه صوفیان در تکامل و بسط و معرفت رباعی نقش نداشته اند۰
اینک نمونه ها یی از اسجاع خواجه عبدالله انصاری در مناجات نامه او که به صورت رباعی می نویسیم۰

۱ـ رباعی چهارقافیه یی
الهی به ظالمی که گویم زنهار
نه مرا بر تو حقی که گویم بیار
کار تو می داری پس می دار
این انداخته خود را بر دار

۲ـ رباعی خصی
دی رفت و باز نیاید
فردا اعتماد را نشاید
حال را باش و غنیمت دان
که هم حال دیر نباید

۳ـ رباعی سه بیتی
الهی چون سگ و سنگ را بار است
سنگ را دیدار است
اگر من از سگ و سنگ کم آیم
مر مرا عار است
عبدالله را با نومیدی
ای دوست چه کار است

نخستین صوفیانیکه رباعیاتی از ایشان بجا مانده است عبارتند از شقیق بلخی
و بایزید بسطامی می باشند، اما نخستین شاعری که از او رباعیاتی باقی مانده
است رودکی سمرقندی است۰
باید گفت که بهترین رباعیات را شاعران متصوف چون عطار، مولانا جلالدین و امثال آنها سروده اند

عالمان رباعی گو که به علومی از قبیل فلسفه، طبیعیات، ریاضیات، الهیات و امثال این ها اشتغال داشته اند، چون ابوعلی سینا به طبیب و فلسفه معروف است، خواجه نظام الملک، خیام و شیخ بهایی و دیگران که گاهی از روی سرگرمی اشعاری می سرودند و غالب سروده های آنان نیز به شکل که قالب موجز است و باعث اشتغال به حرفه شاعری نمی شود۰ رباعیات این طبقه بیشتر در باب مسایل کلی فلسفی از قبیل این که از کجا آمده ایم و به کجا می رویم، غرض از حیات چیست و مساله جبر و اختیار است و گاه نیز مخالفت با تفکرات رسمی یا اعتقادات رایج، شکوه از اوضاع روزگار و حسب حال در آن ها دیده می شود۰
سخنی را باید متذکر شد که هم وطن عزیز ما شاعر توانا و قلم بدست محترم سید میر سائد سحر کتاب بنام سخنان موجز در چار پاره ها طبع نموده که با دست نویسی زیبا و آراسته خویش کتاب را زیبایی ویژه یی بخشیده است۰ خوش نویسی، محتویات بلند، تعمق، ژرف اندیشی، سلیقه، انتخاب واژه گان و جابجا کردن آنها در جای مناسب چارپاره ها نمیانگری توانای ایشان می باشد که خواننده را ترغیب می نماید تا کتاب را چند بار مطالعه کند۰ به قول خود شان که چار پاره هایی زیر هر عنوان غالبا در اوزان مختلف عروضی سروده شده و از بابت وزن یکدست نیستند زیرا ذکر بعضی از کلمات نظر به ضرورت حتمی به کار برد در چار پاره ها نزد شان قابل تبدیل و صرف نظر نبود و خصوصیت هجایی آنها وزن عروضی معینی را ایجاب می نمود که باید در همان قالب گنجانیده می شدند۰

اینک نمونه یی از چار پاره های سید میر ساید سحر
مادر
زیربنای همه اوصاف خلق
پرورش و رهبری مادر است
مادر اگر فاسد گمره شود
جمعیتی ز و به فساد اندر است
رباعی ار نظر شکل دارای انواع گوناگون می باشد که عبارتند از چهار قافیه ،ای و سه قافیه ای یا خصی که وزن و تعداد بندهای آن ها ثابت باشد
رباعیات سه بیتی، رباعیات پیوسته، رباعی مستزاد یا افزوده شده و رباعیات موقوف المعانی که فهم و درک معنی هر رباعی در گرو مطالعه رباعی بعدی است که ذیلا در مورد یک و دو آنها توضیع داده خواهد شد۰

رباعی مستزاد یا رباعی افزوده شده، دو نوع است۰ در نوع اول مصاریع افزوده شده از نظر طرح قافیه عین خود رباعی هستند و مثلا مصراع سوم آن ها قافیه ندارد۰
اینک نمونه یی رباعی مستزاد از استاد خلیل الله خلیلی
گفتند به کودکی از پسته و قند
در طاق بلند
از بهر تو بازیچه مهیا کردند
بستان و بخند
بر جست و تپید و خورد جز زهر نبود
افتاد و غنود
ما نیز ببازی هوسها خرسند
طفلی تا چند

در نوع دوم رباعی مستزاد برای هر بیت رباعی فقط یک عبارت اضافی می آورند و لخت های اضافه، با هم، قافیه دارند۰
اینک نمونه یی رباعی مستزاد از بنده
گر بر نفس خویش حاکمی مردی
چون دانی اسرار زندگی خردمندی
همچو انسان دانا
پیوسته با خلق خدا یاری کن
هشدار که عاقبت پیوند خداوندی
است این پیمان خدا

 

رباعی از نظر سه نوع است
۱ـ رباعیات عاشقانه ۲ـ رباعیات عارفانه ۳ـ رباعیات فلسفی یا حکمی
در اینجا اضافه می کنیم که علاوه بر این ها گاه به اعتبار مضامین فرعی نیز می توان انواعی در رباعی مشخص کرد۰
۱ـ رباعی مدحی ۲ـ رباعی اجتماعی و سیاسی ۳ـ رباعی مرثیه ۴ـ رباعیات مستهجن و هجو آمیز ۵ـ ساقینامه ۶ـ رباعی نو یا تصویری که سرشار از تصویر و خیال است۰
اینک نمونه یی رباعی نو یا تصویری از عبدالقهار عاصی
آن جا که تویی درخت دریا آنجاست
شام و سحر همیشه زیبا آنجاست
ای باغچه مراد های دل من
آنجا که تویی تمام دنیا آنجاست

تعداد باور به این بودند که برخی از رباعیات صوفیه جنبه دعا و درمان بخشی یافته بود و از آنها برای دفع تب، دفع درد ولادت، نزول بار، پیدا کردن مال گمشده و غیره استفاده می شد، که فعلا معلوم نیست که مورد استفاده قرار می گیرد یا خیر، شاید صوفیان از همین موضوع استنباط کرده سرودن رباعی را هم امری آسمانی و الهامی تلقی می کردند۰ پایان

منبع
سیر رباعی داکتر سیروس شمیسا با ضمیمه یی در باب فهلوی سال۱۳۷۴
انتشارات فردوس خیابان دانشگاه ۳۹۲ ص
نصرالله پرتو نادری یاد داشتی بر گزینه رباعیات بیدل آریانای برونمرزی سال چهاردهم، شماره دوم سرطان ۱۳۹۱
خلیل الله، خلیلی، کلیات اشعار استاد خلیل الله خلیلی نشر بلخ ۱۳۷۹ تهران بنیاد نیشاپور تعداد صفحه ۶۴۲
سید میر ساید سحر
سخنان موجز در چار پاره ها سید میر ساید سحر سال طبع ۱۳۸۳ خرشیدی پرنتمن انک تورنتو، کانادا تعداد صفحه ۱۴۷
عاصی عبدالقهار، گزیده شعر عبدالقهار عاصی انتشارات ترانه مشهد میدان سعدی ۴۳۰ ص
کامل فرهنگ فارسی غلام رضا انصاف پور انتشارات زوار تهران، خیابان انقلاب بهار۱۳۷۹ تعداد صفحه ۱۳۳۶

با عرض حرمت

محمد شفیع نجیم



Lämna ett svar