بیانیه مشترک انجمنهای افغانی شهراستکهلم و حومه ، بمناسبت نود و چهارمین سالروز استرداد استقلال افغانستان

بنام آنکه جهان را آفرید، جان را آفرید و انسان را آفرید

و بنام خداوندی که زبان را آفرید و قوه نطق و بیان را آفرید

برای تمام ما انجمن های افغانی در سویدن، جای بسا خوشحالی است که در تفاهم و همدیگرپذیری مشترکاً همچو بزرگداشت از نود و چهارمین سالروز استرداد استقلال افغانستان را در یک کشور چند فرهنگی برگزار میکنیم و در حقیقت انجمنها و نهادهای افغانی در کشور سویدن انعکاس دهندۀ علایق و برداشتهای متفاوت از شرایط سیاسی و اجتماعی داخل افغانستان اند و تامین روابط موثر ترین گزینه برای جمع شدن و ابراز نظر کردن خواهد بود

همانگونه که تمام افغانها در مورد استقلال، آزادی، برابری حقوقی و حفظ مرزهای جغرافیائی افغانستان باور مشترک دارند، به همین پیمانه نهضت امانی و مشروطه خواهی اول و دوم نیز بر اساس پیوندهای مشترک بهم پیوسته برای بدست آوردن استقلال سیاسی و تحقق یک نظام دموکراتیک و مردمی تشکیل شده بود وبه همین لحاظ تجلیل ازین رویداد تاریخی برای همه ما بینهایت ارزشمند است

حضور شاعر توانا و فرهنگی فرهیخته، خانم منیژه باختری سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در کشورهای اسکاندیناوی نیز انگیزۀ برپایی چنین جشن با شکوهی را بما هدیه کرد و ما ازین تریبون به ایشان خیر مقدم میگوئیم

اگر به تاریخ کشور افغانستان رجوع کنیم می بینیم که کشور ما در مقاطع مختلف، یا درگیر جنگ با متجاوزین خارجی بوده و یا هم بگونه ای درگیری های داخلی وجود داشته است که هردو عامل توانائی های بالقوه جامعه را به تحلیل برده و نگذاشته است که این توانمندی های بالفعل تبدیل به یک گفتمان ملی شود و در نتیجه کشور را از قافله پیشرفت و ترقی عقب نگهداشته است

افغانستان از سال 1801 تا 1919 میلادی تقریبن بیشتر از یک قرن زیر استعمار بریتانیای کبیر بوده است و با وجودیکه جنگهای اول و دوم افغان و انگلیس ضربات کوبنده به لشکر متجاوز وارد کرد اما به نسبت عدم رهبری متمرکز، مدبر و آگاه به استقلال سیاسی کشور نیانجامید

از سال 1880 به بعد گرچه عبدالرحمان خان کوشید تا با استبداد و زور حاکمیت اش را تثبیت کند ولی این تمرکز گرایی باعث حذف کامل یک بخش مهمی از جامعه از مشارکت سیاسی شد و او به

بهانه ای حفظ قدرت مرکزی معاهده دیورند میان امارت عبدالرحمن و هند بریتانوی امضا گردید که این معاهده تا امروز بعنوان یک زخم لاعلاج قلب مردم ما را آزار میدهد و با آن درگیر هستیم

بعد از مرگ عبدالرحمن خان ، پسرش حبیب الله بر تخت جلوس کرد، وی که نه روحیه نظامیگری پدرش را داشت و نه درایت حفظ تعادل قدرت را، با به اختیار گرفتن همسران متعدد به عشرت پرستی مصروف شد وعنان حکومت از دستش رها گردید

در سیستم اداره امیر حبیب الله خان بی انگیزگی، عدم موجودیت یک راهکار مناسب و مدون و پاسخگو نبودن مسئولین حکومتی به مردم بیشتر فساد را در اداره دولت تقویت کرده بود و در پیوند به همین مسئله نهضت مشروطه خواهی اول بمیان آمد که با قوه قهریه سرکوب گردید ولی نهضت مشروطه خواهی دوم به رهبری شاه امان الله باعث شد، امیر حبیب الله را از سر راه بردارد و با گرفتن استقلال سیاسی افغانستان، در سال 1919 میلادی از انگلیسها، به سلطه مستقیم صدساله استعمار در افغانستان خاتمه دهد

آن زمان نهضت امانی، سپاه استقلال و هم دولت زیر رهبری شاه امان الله، از خواستگاه ترقیخواهانه تمامی اقوام، اقشار و اصناف اجتماعی ساکن در کشور تشکیل شده بود و از آن پیروی میکرد و به همین اساس بعد از پیروزی، رویکرد جدید و متفاوتی را به پیش گرفت

از خواسته های مهم نهضت مشروطیت و شخص شاه امان الله تحکیم وحدت خدشه دار شدۀ ملی، تدوین قانون اساسی جامع بر پایه اصلاحات نظام اداری و محاسباتی، تأمین حقوق مساوی همه شهروندان و گام برداشتن بسوی ترقی و تعالی کشور بود

در اولین لویه جرگه که در سال 1301 خورشیدی به ریاست اعلیحضرت امان الله غازی که در شهر جلال آباد دایر گردید، اولین قانون اساسی افغانستان در تاریخ چند هزار ساله این کشور طرح و تصویب گردید و برای نخستین بار میهن ما صاحب یک قانون اساسی مبنی بر مبادی عالی حقوق انسانی گردید

اين قانون اساسی که در۷۳ ماده تنظيم و تصويب شده بود، در فصل حقوق عمومی: اصول برابری و آزادی شخصی و لغو اسارت و بردگی ، آزادی مطبوعات ، حق کار و پيشه و تحصیل و حق ملکيت شخصی و مصئونيت مسکن و منع مصادره دارائی و لغو بيگار و شکنجه و مجازات غيرقانونی و غيره، نکات برجسته و اساسی بازتاب يافته بود

افزون براین با در نظرداشت گذشته تاریک و استبداد بر گروه های خارج حاکمیت در افغانستان در ماده شانزدهم درج شده بود که: « تمام اتباع افغانستان بر طبق شریعت و قوانین دولت از حقوق و وجایب مساوی برخوردار اند» و در ماده یازدهم این قانون چنین آمده بود: « در افغانستان اصول اسارت و بردگی بکلی موقوف است”

برپایه این ماده قانون «حدود هفتصد تن از قوم هزاره افغانستان که در زمان امارت امیر عبدالرحمن به بردگی کشانده شده بودند، آزاد گردیدند»

در زمان حاکمیت شاه امان الله بعد از لویه جرگه دوم در کابل،آزادی مطبوعات و آزادی نسوان نهادینه شد و اولین مطبوعات چاپی و مکاتب دخترانه پایه گزاری گردید و به فعالیت آغاز کرد

اولین خط ریل در افغانستان در فاصله شهر کابل و دارالامان ساخته شد و رویکرد تکنولوژیک ساختن کشور و یک نظام مدرن در حال نسج گرفتن بود ولی اصلاحات بسیار سریع و شتابزده بود و به همین علت به واکنش اقشار به شدت سنتی مواجه گردید

دولت انگلیس هم که در کمین نشسته بود تا این نهضت آزادمنشانه را به ناکامی مواجه سازد، واکنش ها را تحریک کرد و موجب سقوط دولت امانی گردید.

شاه امان الله بعد از ساقط شدن دولتش به تجدید نیرو پرداخت و با سپاه ده هزار نفری از قندهار بسوی کابل در حرکت شد ولی در مسیر راه قندهار ـ غزنی به یک توطئه بزرگ مواجه شد

انگلیسها بوسیله برخی عناصر مشکوک و روحانی نما بیست نفر از طلایه داران کشاف فراهی درانی را به طرز فجیعی در منطقه سکونت غلجائی ها به قتل رسانید و اجساد پاره پاره آنها را بر پایه های کج شده تیلفون آویخته بودند و در پارچه کاغذی نوشته بودند که: « این مهمانی از جانب اقوام غلجائی برای درانی ها و شاه امان الله است”

شاه با مشاهده اين وضع اسفناک و فجيع، لشکريان را بدور خود خواند و گفت

«اکنون ثابت شد که دشمنان ميخواهند در بين قبايل ما فساد و جنگ اندازند تا ما با دست خود يکديگر را بکشيم و مسبب اين عمل ناجايز من خواهم بود که برای باز گرفتن تخت و تاج، کشت و خونريزی روی خواهد داد

!پس ای مردم عزيز من

بيقين بدانيد که من اين مناظر دلشکن جنگ داخلی و قبيلوی را تحمل کرده نميتوانم. و نميخواهم شما برای بازگشت تخت و تاج من به چنين کارها دست يازيد. پس بايد من از ميان شما بروم تا موجب چنين کشتار و خونريزی نباشم


شما ملت عزيزم، زنده و افغانستان باقی خواهد ماند، ولی روسياهی ابدی و مسئوليت اين هنگامه ناشايست بنام من ثبت ميشود

در حاليکه من از روز اول شاهی خود تعهد سپرده بودم، که برای حفظ استقلال و تماميت مملکت و سعادت و وحدت شما مردم افغانستان کار کنم”

اگر دشمنان خارجی و حلقات مزدور داخلی میگذاشتند که نظام ترقیخواه امانی به رویکردهای اصلاحی خود ادامه دهد اکنون افغانستان در جایگاه کوریا و جاپان و یا حد اقل ترکیه و ایران قرار میداشت و خواست اقشار روشن جامعه و مردم هم، همین بود، چیزی که حالا ثابت شد که همه یک فکر و اندیشه داریم و انکشاف یک افغانستان جدید با رویکرد جهانی و امروزی خواست همه ملت ماست 

ملت افغانستان به پشتیبانی ازین خواست، همه ساله این رویداد مهم تاریخی را در داخل و خارج از کشور گرامی میدارند

اکنون هم افغانستان در شرایط حساسی قرار دارد و در حالیکه روند رشد ملت سازی و تکنالوژیکی افغانستان آغاز شده و با یک سرعت کند به راه خود ادامه میدهد بازهم با چالشهای بیشتری برای زدودن تروریزم، تهدیدهای افراط گرایانه، فقر، بیسوادی، مهاجرت و تبعیض و فساد گسترده اداری مواجه هستیم، بنابرین ایجاب میکند که تمام اقشار اجتماعی افغانستان اختلافات غیر اصولی را کنار گذاشته و برپایه اصول مشترک، حول منافع ملی کشور خود باهم و در کنار هم توطئه دشمنان را خنثی سازند

:وجا دارد که با یاد آوری برخی از طلایه داران جنبش مشروطه خواهی افغانستان در این نوشتار مختصر یاد و خاطره آنها را گرامی بداریم

محمود طرزی، محی الدین انیس، سرور جویا، ملا فیض محمد کاتب، عبدالرحمن لودین، محمد ولی خان دروازی، سید جوهر شاه غوربندی، میر غلام محمد غبار، مولوی عبدالروف خان قندهاری، استاد عبدالرب خان قندهاری، سردار عبدالحسین عزیز، سید حسین شیون، عبدالهادی داوی، پروفیسور غلام محمد میمنگی، سید غلام حیدر پاچا، میرزا مهدی چنداولی و امام ویردی(بیردی) ازبیک

!روح همه شان شاد و راه شان مستدام باد

!فرخنده باد نودوچهارمین سالگرد استرداد استقلال کشور عزیز مان افغانستان

به نمایندگی از انجمنهای محترمی که در تدویر این محفل با شکوه مشارکت ورزیده اند از محترمه منیژه باختری سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در کشورهای اسکاندیناوی با کمال احترام تقاضا مینمایم که به ایراد سخن بپردازند



Lämna ett svar