به مناسبت اربعین حسینی

از حسین، اکتفا به نام حسین

نبود در خور مقام حسین

بلکه باید که خلق دریابند

علت اصلی قیام حسین

کشته شد، زیر بار ظلم نرفت

به به از قدرت تمام حسین

بهر احیای دین شهادت یافت

زنده گردید دین ز نام حسین(ع)

سلام بر حسین(ع) که حیات خویش را در شهادت جستوجو کرد و بقا را در فنا خواست و ماندن را در رفتن دید سلام بر او که قیامش، نقطه پیوند میان توحید، عدل و انسانیت است و بازتاب فریاد اهل بیت و حضور مجدد آدم، نوح، ابراهیم، اسماعیل، موسى، عیسی و محمد و علی در قله فریادگری

 

سلام بر حسین(ع) وارث آدم، خط اتصال همه حرکتهای الهی و انقلابهای خدایى. هر قطره از اقیانوس قیامش، ترتیل خونبار آیات قرآنی و حرکتی حیاتآفرین است و تا جهان، باقی است، حماسهای ماندگار و جاودان خواهد بود

امام حسین(ع)، تجسم سترگ آدم(ع) تا خاتم(ع) در ثبت ارزشهای الهی و قیامش، قوامبخش انسانیت است تا انسان در روی زمین هست

پویائی قیام امام حسین بود که انسان امروز در جستجوی ارزشها و رهنمود های تازه از آن نهضت تاریخی در حیات بشر است. نهضت حسینی پدیده های مجرد ماوراء الطبیعی را قابل لمس ساخت و با ارزشهای انسان زمینی آشتی داد.

ما انسانیم و امام حسین هم از نسل آدم و حوا بود ولی او با استفاده سالم از استعداد های درونی یک انسان زمینی، از خاک پرواز کرد و به افلاک رسید و خودش و اندیشه اش را جاودانی ساخت.

امام حسین به ما آموخت که با استفاده از خودآگاهی، خودباوری و اراده انسانی خود هرگاه در شرایطی قرار میگیریم که حسین ابن علی در زمان خودش قرار گرفته بود بتوانیم قاطع تصمیم بگیریم و به آن عمل کنیم.

امام حسین با عملکرد مناسب و متناسب به زمان خویش یک گفتمان تاریخی ایجاد کرد و کوشش کرد ذهنیت جامعه بشری را به موارد ذیل توجه دهد.

1 ـ بازگرداندن اعتماد به نفس به انسانهائی که طی چند دهه در زیر سلطه حکومت معاویه مسخ شده بودند و تبلیغات دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی حکومت اموی آنقدر به روحیه آنها تأثیر گذاشته بود که حتی علی ابن ابیطالب نزدیکترین شخصیت به پیامبر را کافر میدانستند.

2 ـ تأکید بر عنصر روشنگری و آگاهی بخشی به آحاد جامعه بطور عام چه آنهائی که در صف خودش قرار داشتند و چه آنهائی در جبهه مخالف بودند و بیشترین توجه بر روی کسانی بود که قدرت تشخیص شان صعیف شده بود و به گمراهی کشانده شده بودند.

این پدیده را در رفتار کردار و گفتار امام حسین به وضوح مشاهده میکنیم. در موضعگیری اش در مدینه در مقابل فشار یزید به بیعتگیری، در فرستادن مسلم ابن عقیل به کوفه، در خطبه های که در مکه ایراد کرد و بخصوص در آخرین خطبه اش هنگام حرکت به سوی کربلا که خط مشی اش را اعلام نمود. سخنرانی هایش که در فاصله میان مکه و کربلا، در ملاقات با حر، در آخرین جلسه با اصحابش در شب عاشورا، در توصیه هایش به زینب، در صحبتهایش خطاب به لشکر دشمن که حر را در صف خود کشانید و حتی در آخرین لحظاتی تنها مانده بود و شمر به سراغ اش آمده بود تا سرش را جدا کند دست از روشنگری برنداشت و در خطبه های زینب و امام سجاد در کوفه و شام.

3 ـ دموکراسی در منش و کنش:

اساسن حرکت امام حسین به خاطر آزادی و دموکراسی بود. اول این موضوع را در خانواده، اطرافیان و اصحابش تطبیق کرد.

در خطبه ای که هنگام حرکت به سوی کربلا ایراد کرد، هیچکس را چه از نگاه عقیدوی و یا صبغه رهبری مجاب نکرد که در این سفر او را همراهی کنند و در تلاش بود که همراهان را به درجه ای از آگاهی برساند که خود تصمیم بگیرند و مسیر آینده ای خود را خود انتخاب کنند. روشنترین نمونه این موضوع سخنرانی امام در شب عاشورا در جمع یاران و خانواده اش هست که همه را مخیر کرد تا در جنگی که قرار بود فردای آنشب اتفاق بیفتد خود تصمیم بگیرند که شرکت کنند و یا نکنند و حتی چراغ ها را خاموش کرد تا هرکه میخواهد برود خجالت نکشد.

در آنشب همه بپا خواستند و ایده های خود را مطرح کردند و حمایت خود را بدون کدام اجبار و فشار از امام اعلام کردند.

در روز عاشورا از نوجوان ده ساله تا پیر هفتاد ساله خود انتخاب کردند تا در صف امام بمانند.

امام حسین از دستگاه اموی هم همین را میخواست تا به همه اجازه دهند تا دردهای دل خود را بدون ترس از حاکم و حتی در حضور حاکم مطرح کند و به حقوق انسانی همه احترام بگذارد ولی دستگاه اموی عکس آنرا عمل میکرد. اول خواست که از خود امام با تهدید و تحمیل فشار بیعت بگیرد و دوم اینکه کوفیانی را که خود، امام حسین را به کوفه دعوت کرده بودند با کشتار و ارعاب مجبور کرد تا در برعلیه امام حسین قرار بگیرند و حتی از ریختن خون حسین هم ابا نورزند.

در سپاه هفتاد و دو نفره امام حسین خودارادیت، ارزش و اعتماد به نفس حاکم است و حتی امام حسین این کتله کوچک را هم مجبور نمیکند تا بدون میل شخصی شان در کنار او باقی بمانند و جز عشق به خدا و مردم از هیچکی هراس ندارد ولی در سپاه چند هزار نفری یزید، اجبار، تطمیع و ترس حاکم است آنهم از یکنفر بنام حسین ابن علی، و تمام هم و غم سپاه چند هزار نفری کشتن حسین است.

در لشکر یزید عمر این سعد با پول و وعده حکومت ری تطمیع میشود تا فرماندهی به قتل رسانیدن امام حسین را به دوش گیرد ولی در صف امام حسین، سپه سالارش عباس ابن علی دعوت شمر را رد میکند تا در کنار امام حسین باقی بماند.

4 ـ شیوه مبارزه عدم خشونت:

امام حسین تأکیدش بر این بود که با صحبت مردم را قانع کند تا زیر بار ظلم نروند و تحمیل را نپذیرند و با مخالفان هم قرارش به صحبت و مذاکره بود و نمیخواست از هیچکسی خونی ریخته شود. این را در خطابه هایش، در ملافاتها و مذاکراتش با جانب مقابل و حتی در هنگام مجادله مسلحانه با دشمن بار ها و بار ها تکرار کرد که قصد من جنگ نیست بلکه اراده من بازگشتان شما بسوی ارشهای الهی و انسانی است. امام حسین هم خودش عمل کرد و هم به اصحابش فهمانده بود که شروع کننده حمله مسلحانه نباشند بلکه از خود دفاع نمایند.

گرچه مسلمانان اعم از شیعه و سنی به این روش عمل نکردند ولی آنهائیکه حتی به آیین اسلام هم معتقد نبودند ولی به روش امام حسین اعتقاد داشتند مانند گاندی و نیلسون ماندلا این راه را تعقیب کردند و ملت شان را به پیروزی رسانیدند. مهتما گاندی این موضوع را در سخنرانی هایش به وضوح اعلام کرد.

5 ـ حقوق زن:

اندیشه امام حسین ساختن جامعه متوازن با مشارکت زن و مرد بود و اینکه امام حسین سرپرستی خانواده اش را بعد از خودش به دست خواهرش زینب میسپارد و زینب هم به خوبی از عهده این مسئولیت بیرون می آید و حتی در مجلس یزید که حاضرینش همه مردان بودند،بدون هراس سخنرانی میکند و علت حرکت امام حسین را به درباریان یزید و سفرای خارجی معرفی میکند نمایانگر رعایت حقوق زن و تسهیل در رشد معنوی و اجتماعی زنان در اندیشه حسینی است.

6 ـ ارزشهای اخلاقی و انسانی در مکتب حسینی:

امام حسین چه در بین اعضای خانواده، مردم، زیردستان و حتی خطاب به دشمنان با احترام صحبت میکند و هیچگاهی حرف ناموزونی نه در هنگام قدرت و نه در هنگام محاصره شدن از جانب دشمن از زبان او شنیده نشده است. حسین حتی برای یزید و ارافیانش هم طلب هدایت میکرد.

7 ـ سخنی با پیروان و جامعه اسلامی:

حرکت امام حسین یک حرکت اعتراضی با مشی عدم خشونت در جهت بازگرداندن اسلام واقعی، تشویق همه انسانها برای مبارزه برای احقاق حقوق شان و تحکیم ارزشهای اخلاقی در جامعه بود. امام حسین الگوی گذشت از منافع فردی و شخصی در مقابل منافع جمعی بود.

خیلی از انسانها در زندگی شخصی شان، خود را پیرو امام حسین قلمداد میکنند ولی حتی توانائی گذشتن از یک خواست پیش افتاده را ندارند چه رسد که مانند امام حسین خالصانه از جان شان بگذرند. بطور نمونه امام حسین بخاطر شکستن سد تمامیتخواهی قیام کرد ولی ما روش آن را به یک عزاداری مدیحه سرائی و ثنا خوانی تقلیل داده ایم و از امام حسین یک انسان مظلومی ساخته ایم که توانائی هیچ کاری ندارد و مطابق مشی الهی خودش را به کشته شدن آماده ساخته بود، در حالیکه امام حسین معادله قدرت را به هم زد.

اما، ما گاهی ثنای این رهبر و آن رهبر، این حزب و آن حزب و این قوم و آن قوم را برزبان می آوریم. مرثیه خوانان و مداحان ما عاشق آنند چه چطوری امام حسین و اصغر حسین را در روز عاشورا بکشند تا احساسات سینه زنان و زنجیر زنان را تحریک کنند تا بدون هدف به بدن شان آسیب برسانند و تا سال دیگر فراموش شان شود که امام حسین کی بود.

واعظان ما فقط بلدند که از دستفروش و کراچی کش انتقاد کنند که کمفروشی و کم کاری میکنند ولی هیچگاهی از یک قدرتمند و یا نظام برسر قدرت به ظاهر اسلامی انتقاد نمیکنند تا به اشتباه شان متوجه شوند و حتی کار های آنها را توجیه هم میکنند.

خیلی از حرکت های اجتماعی خود شان را الگو پذیر از حرکت امام حسین قلمداد میکنند ولی تجربه نشانداده است اکثریت قریب به اتفاق این حرکتها چه در هنگام مبارزه و چه در هنگام کسب قدرت دچار انحرافهای جدی شده اند که مثالهای روشن آن هم در جامعه خود ما و هم در کل ممالک اسلامی وجود دارد.

ما بیشتر از هزار سال برای امام حسین عزاداری کرده ایم ولی تأثیر محسوسی نه در کردارهای شخصی و نه حرکت های اجتماعی ما نداشته است. یا هیچ حرکتی شروع نشده است و اگرهم ندرتن آغاز به کار کرده است زود از مسیر و اهداف اصلی منحرف شده است. چون ما حسین را در اذهان خود و در کربلا محبوس کرده و بعنوان یک پدیده مقدس به آن احترام میگذاریم نه یک انسان متعالی که خرکت تاریخ را تغییر داد.

جوان ما از جانب جامعه کوبیده میشود و جلو حرکتهای مدنی آنها سد میشود. زنان مورد ظلم و اجحاف قرار میگیرند. کودکان ما از حقوق انسانی شان محروم میشود ولی حسینیان زمان نه صدای شان بلند میشود و نه در روشهای فردی شان تغییر رونما میگردد.

وقت آن رسیده است آنانیکه ادعای حسینی بودن میکنند در روش خود شان در مورد عزاداری امام حسین و تطابق عملکردهای شان با شیوه کار امام حسین تجدید نظر کنند. بیشتر عملگرائی را انتخاب و از ذهنیت گرائی و اسطوره سازی پرهیز نمایند

خ. فطرت



Lämna ett svar