شب یلدا مرگِ تاریکی است

http://www.youtube.com/watch?v=cZHMmzskOBo
شب یلدا ( یا آخرین شب ماۀ قوس مطابق شب ٢٠/٢١ دسمبر) در فرهنگ کهن مشرق زمین مکان خاصی را احتوا می کند که به زعم خود از دیگرفرهنگ ها قابل تفکیک است

تا جائیکه به واقعیت طبیعی مربوط میشود شب یلدا نقطۀ عطفی است در مرز بندی فصلها که آغاز چلۀ زمستان و ختم فصل خزان میباشد. در شب یلدا نیم کرۀ شمالی زمین در دورترین فاصلۀ ممکن از آفتاب قرار میگیرد که سر از فردای آن عمر روز رو به درازا رفته و از عمر شب کاسته میشود. همین نکتۀ باریک به فوق العادگی این شب افزوده است چه اگر شب یلدا نمی بود هر روز عمر شب بیشتر می شد و تاریکی چیره تر و شاید تداوم این پروسه به یک تاریکی مطلق منجر می شد.
خوشبختانه شب یلدا مرگِ تاریکی است و ولادتِ نور و بی مناسبت نیست اگر بگویم که یلدا از ریشۀ ولادت مشتق شده و به معنی تولد دوباره نیز ثبت شده است. از فردای شب یلدا است که در هر شبانه روز حدودی یک دقیقه به عمر روز افزوده و از عمر شب کاسته میشود. لذا خواسته یا نا خواسته تجلیل از شب یلدا قدردانی از زمان نیز هست. اگر چه دقیقه مدتی بسیار کوتاهی است که به غفلت میگذرد ولی در دراز مدت دیده میشود که دقیقه ها چسان در سرنوشت طبیعت تاثیر میگذارند. بنابر ملحوظات فوق است که شب یلدا مکان خاصی را در فرهنگ ما احتوا کرده و در گذشته ها در شب یلدا فامیل ها و اقارب دور هم جمع شده و میکوشیدند شب را تا سحرگاه بیدار بمانند تا تولد دوبارۀ نور را به تجلیل نشسته باشند.
شب یلدا چنان مورد توجه مردم ما قرار دارد که آنرا به فال نیک گرفته کودکانشان را یلدا اسم میگذارند و از طرف دیگر شاعران و نکته بینان با ملاحت ظریفانه از معشوق شوخ چشم و بدخو گله کرده و آنقدر شکایت دارند که اگر شب یلدا را تا صبح به گله گذاری بنشینند کافی نخواهد بود ! و یا صبورانه به امید صبح نشسته چنین می سرایند:
ای شب، گر دست همتم رسد بدامان صبح
با تیغ آفتاب به خون می کشم ترا
آنچه بر فوق العادگی شب یلدا می افزاید بین المللی بودن آن است. طور مثال در قطب شمال شب یلدا دقیقاَ وقتی اتفاق می افتد که تاریکی به غلیظ ترین حد ممکن خود رسیده است. بعد از شب یلدا از غلظت شب کاسته شده و امید آمدن روز و سرزدن آفتاب هر روز بیشتر میشود. شب یلدا پیام آور روز و روشنایی است و به همین مناسبت در کشور های اروپای شمالی از شب یلدا به عنوان تولد روز و نور تجلیل میشود.
در عالم مسیحیت شب یلدا را به نحوی با ولادت عیسی مسیح ارتباط می دهند و اعتقاد مسیحیان بر این است که همانوریکه شب یلدا مرگ تاریکی را اعلام می کند، ولادت عیسی مسیح به عنوان سمبول نور و روشنایی، دنیای باطنی مردم را به صبح می رساند. [از آنجایکه تاریخ تولد حضرت عیسی مسیح در انجیل ذکر نگردیده بناَ تاریخ دقیق تولدش معلوم نیست. اما گفته میشود که قبل از پذیرش آئین مسیحیت به عنوان دین رسمی در امپراطوری روم، رومیان جشنی را بر پا میکردند برای تولد دوباره نور و روشنایی بنام (روز تولد خورشید شکست ناپذیر) که کرسمس یک شکل ”مسیحی شده” جشن مذکور است].
شب یلدا، تولد روز است و شروع کار. شب یلدا پیام آور بهاری است که در راه است و بالاخره شب یلدا پایان غم است و شروع امید و تجلیل از این شب، تجلیل از بهار است و روشنایی.
مجلۀ گلستان شمارۀ پنجم سال ١٩٩٣
همچنان در بارۀ شب یلدا گفته اند :
نظر به روی تو هر بامدادِ نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست (سعدی)
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بود که برآید (حافظ)
روز عیشی خواستم زاید چه دانستم که چرخ
حامله دارد به سد ماتم شب یلدای من (وحشی)
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا (ناصر خسرو)

منبع 

http://ranga-rang.blogspot.se/2013/12/blog-post_752.html



Lämna ett svar