جمیل نصر اولین مخترع افغان در سویدن

انجمن افغان ها در سویدن تصمیم دارد تا چهره های ممتاز جامعۀ کوچک افغانی در این کشور را معرفی نماید. هدف از این کار از یک طرف شناسایی این شخصیت ها و از جانب دیگر تشویق هموطنان، خصوصاَ جوانان میباشد تا آنها نیز با الگو قرار دادن این چهره های ممتاز، پلههای موفقیت را در زندگی شان طی نمایند. 

به عنوان سرآغاز این سلسله میخواهم جوانی را به معرفی بگیرم که اگر او را نابغه و مخترع خطاب کنم، گزافه گویی نکرده ام. او جمیل نصر است، سی سال دارد و هژده سال قبل از امروز همراه با خانواده به سویدن آمد. جمیل اکنون در محلۀ Täby واقع در Stockholm زندگی میکند. نامبرده ازدواج نموده و دو فرزند دارد. او بعد از ختم دورۀ مکتب شامل پوهنتون یا دانشگاۀ استکهلم شده و تا سطح ماستری در رشتۀ کمپیوتر یا IT به تحصیلاتش ادامه داده و اکنون سرگرم گرفتن دیپلوم دوکتورا است.

 

از جمیل که میگوید از طفولیت به تخنیک علاقه داشته خواستم تا بگوید که همه چیز چگونه آغاز شد؟
با صمیمیت گفت: ”من از کودکی به تخنیک و موتر و موترسایکل علاقه زیاد داشتم. زمانی که هنوز در مکتب درس میخواندم یکی از دوستانم که اکثراَ با موترسایکل سفر میکرد از عدم موجودیت سیستم برک های ABS در موترسایکلش شاکی بود و به همین دلیل خودش را در جریان سفر هایش زیاد مصوون احساس نمی کرد. من تصمیم گرفتم برای موترسایکل او ABS بسازم که البته این کار را کردم، آنهم به شکل کاملاَ مفت و رایگان.[ABS یا lock braking system Anti سیستم برک در وسایط نقلیه است که قفل نمیشود و به این ترتیب به راننده این امکان را میدهد که حتی در هنگام برک گرفتن نیز واسطۀ نقلیه اش را اداره کند]. به هر صورت وقتی شرکت تولید کنندۀ موترسایکل از این کارم آگاهی حاصل کرد با من در تماس شده ضمن تقدیر از کارم، برایم پیشنهاد استخدام شدن نزد خودشان را نمودند. اما من این پیشنهاد را رد کردم زیرا میخواستم به تحصیلاتم ادامه بدهم. آنها برایم پرداخت معاش یا حقوق پیشکی را پیشنهاد کرده اصرار داشتند تا نزد شان برای مدتی کوتاهی مثلاَ سه ماه کار کنم. خوب در نتیجه پافشاری آنها پذیرفتم که برای سه ماه نزد شان کار کنم ولی در ختم آن مدت آنها بار دیگر نگذاشتند تا به کارم نزد شان پایان بدهم. اما چون من میخواستم تحصیلاتم را به پایۀ اکمال برسانم مصمم به برگشت دوباره به محیط درس بودم. کوتاۀ سخن این که شرکت مذکور حاضر شد برایم رخصتی شش ماهۀ با معاش بدهد و به این شکل من را همچنان نزد شان نگهدارند.
ـ من شنیده ام که برعلاوۀ موترسایکل در سیستم برق موتر نیز تغییراتی را وارد نموده ای! در این مورد بگو.
با خنده میگوید : بلی بار دیگر سیستم برق را در یک موتر تغییر دادم. قضیه طوری بود که من یک موتر Porsche داشتم ولی از سیستم برق آن اصلاَ راضی نبودم بناَ دست به کار شدم و همه سیستم برق را تبدیل کردم که این بار نیز وقتی به شرکتAudi در Danderyd رفته بودم آنها متوجه این کارم شدند و از من خواهش کردند تا موترم را نزد شان برای یکروز بگذارم و من نیز پذیرفتم. بعداَ برایم گفتند که آنها در همان روز همه میخانیک های شان را دعوت نموده و موترم را برایشان نشان داده بودند”.
وقتی حرف به اینجا میرسد از جمیل جان میخواهم دربارۀ پروژۀ که اکنون در آن کار میکند چیز های بگوید زیرا آن طوری که من شنیده ام او سرگرم ساختن یک سیستم جدید برای اتصال Robotها یا آدمک های برقی با کمپیوتر است.
جمیل جان با خوشرویی می پذیرد و چنین لب به سخن می گشاید ” خوب هر چند توضیح این مطلب اندکی مشکل است ولی تلاش میکنم بصورت مختصر و ساده آن را بیان کنم. من اکنون در بخش ساختن Robot یا آدمک های برقی کار میکنم. Robotهای را که ما میسازیم در فابریکه های موتر سازی به کار گرفته میشود مثلاَ در قسمت رنگ آمیزی یا بسته بندی قطعات موترها و غیره. سیستم های موجود در جهان که امروز برای Robot سازی بکار میرود کهنه شده است و بعضاَ قابلیت اتصال به سیستم های جدید را ندارد. مثلاَ نمیتوان آنها را با Server یا Clouder وصل کرد. آنچه را من ساخته ام کاملاَ Dynamic است و به کمک آن میتوان مثلاَ موتر های بزرگ یا تانکر ها را در هنگام بارگیری به صورت بی سیم یا Wireless با مرکز وصل کرد. البته این سیستم Orilinksنام دارد که کلمۀ Oriدر ترکیب آن اشاره به اسم شرکت میکند. باید بگویم که هم Microprosessor و هم نرم افزار آن،هر دو را من طرح کرده ام. ناگفته نماند سیستمی را که من ساخته ام هنوز به شکل ”پیش نمونه” یا Prototyp قرار دارد”.
ـ خوب در مورد اختراعات دیگرت بگو!
ـ یک پروژۀ دیگری را که همین اکنون زیر دست دارم در ساحۀ طب است. طوری که میدانید بزرگسالانی که به کمک نیاز دارند و معمولاَ در ”خانه های سالمندان” زندگی میکنند و همچنان افراد معیوب، امروز همه دارای (Alarm) یا به اصطلاح ”زنگ خطر” اند که شکل ساعت بند دستی را دارد و این افراد همیش آن را با خود دارند. بعداَ در حالات اضطراری و برای فراخواندن کمک باید آنها دکمۀ ”زنگ خطر” را فشار بدهند. اما آنچه را من میسازم یک نوع ”زنگ خطر” یا (Alarm) است که حاجت به فشار دادن دکمه نداشته، طوری کار میکند که هرگاه مثلاَ شخصی ضعف میکند یا دچار حملۀ قلبی میشود و یا هم حتی به زمین میخورد و به کمک نیاز دارد، خود ”زنگ خطر” به کمک ضربان قلب، نبض شخص و فشار خون میتواند درک کند که او نیازمند کمک است. بعداَ همین ”زنگ خطر” یا (Alarm) به صورت اتومات با مرکز تماس گرفته و از این که فلان شخص به کمک نیاز دارد اطلاع میدهد.
ـ آیا این وسیلۀ اختراعی شما به بازار آمده است؟
ـ نه، شما میدانید که در سویدن در ساحۀ طب از احتیاط فوق العاده کار گرفته میشود. در اینجا یک آله جدید یا ادویه جدید نخست زمانی میتواند وارد بازار شود و در دسترس عام قرار بگیرد که آزمایشاتی مختلف را گذشتانده باشد. من حالا در تلاش هستم که همین وسیله را ثبت و راجستر کنم تا در اختیار همه قرار بگیرد.
از جمیل نصر در مورد شیوۀ کارش می پرسم که به چه شکل صورت میگیرد؟
میگوید : من گروۀ را رهبری میکنم که دو نفر آن در سویدن، پنچ تن شان در اسپانیا و دو نفر شان هم در انگلستان زندگی میکنند. من طرح یا Architectureرا میسازم و باقی کارها را آنها انجام میدهند، یعنی Projectاز من است.
ـ میخواهم پیامت را برای هموطنانت خصوصاَ جوانان بگویی.
ـ پیام من برای همه وطنداران خصوصاَ جوانان اینست که باید تحصیل کنند! بدون تحصیل نمیتوان به هیچ جایی رسید. من بعضاَ وقتی با هموطنانم که تازه وارد سویدن شده اند برمیخورم برایشان میگویم که باید به فراگیری زبان بپردازند و درس و تحصیل را جدی بگیرند زیرا در این کشور بدون درس نمیتوان پیش رفت. به نظر من علم یعنی قدرت، علم یعنی توانایی ! ما مردمی با استعدادی داریم که میتوانند پیشرفت کنند. حالا که حرف از افغان ها و جامعه سویدن شد یک چیز دیگر را نیز میخواهم بگویم و آن این که کلتور و فرهنگ ما مثلاَ احترام به بزرگان، با هم بودن، با خانواده بودن، خانواده محوری را در میان اروپایی ها نمیتوان یافت. هر قدر که از این جوامع آدم بیشتر شناخت حاصل میکند به همان اندازه، نقش ارزندۀ خانواده که در فرهنگ ما وجود دارد، برجسته تر میشود. بناَ من فکر میکنم که همین کلتور ما و همچنان غذای افغانی درجهان بی نظیر است.
ـ از غذا گفتی جمیل جان، میخواهم بدانم به کدام غذا علاقه داری؟
با خنده میگوید: از قابلی و شوربا زیاد خوشم میآِید.

گفتنی است که جمیل نصر در دوران نوجوانی در زمان مکتب و دوره لیسه با جامعه کوچک افغانی ارتباط داشته و از اندوخته هایش افغانهای دگرمستفید گردیده اند . یکی از درخشان ترین نمونه فعالیت برای انجمن افغانها بوده که حدود ده سال قبل اولین بار سایت افغانها را دیزاین نمود و وایب مستر(webbmästare ) سایت افغانهای سویدن www.afghanha.seبود.

در اینجا این صحبت ها صمیمانه را با آرزوی صحت و سلامتی و موفقیت های هرچه بیشتر برای این جوان افغان خاتمه میبخشم.
مصاحبه کننده : احمد ضیا دانش

 

 



Lämna ett svar