تجلیل از سالروز استرداد استقلال افغانستان، تقابل مدرنیته و سنت

سیدخداداد فطرت

امروز شنبه ۱۹ آگست ۲۰۱۷ مصادف است به ۲۸ اسد، نود و هشتمین سالروز استرداد استقلال کشور.
در سال ۱۹۱۹ میلادی در چنین روزی به همت شاه امان الله، یکی از رهبران جنبش مشروطه خواهی که در زمان خودش یک جنبش پیشرو به حساب میآمد، استقلال سیاسی افغانستان به دست آمد.
مسلم است که در این خواست میهنی همه اقشار آزادیخواه و میهن دوست او را همراهی کردند تا مبارزه طولانی علیه استعمار انگلیس به ثمر نشست.
شاید برای بسیاری از هموطنان مطرح نمودن مقوله استقلال آنهم در شرایطی که کشور زیر سلطه غیر مستقیم امریکا و مداخلات همسایگان قرار دارد خنده آور به نظر برسد و از جانب دیگر در عصر جهانی شدن که تکنولوژی معاصر تمام کشورهای جهان، اعم از کوچک و بزرگ را مانند حلقه های یک زنجیر به هم وصل کرده است واژه استقلال مفهوم قدیم خود را از دست داده باشد، پس پرسش به میان می آید که چرا ما افغانها باید همه ساله این روز را تجلیل و از کارکردهای رهبر این حرکت، شاه امان الله تقدیر به عمل اوریم؟
ادعا نداریم که حتی بعد از حصول استقلال و حتی در عصر امانی هم افغانستان استقلال کامل داشته است ولی داشتن این نیت کاملن از عملکرد شاه امان الله و همکارانش در دولت وقت متبارز بود.
شاه امان الله مرد شجاعی بود و به عوض اینکه به اساس سنتهای اجتماعی انزمان از خط اسلافش پیروی نماید، به عملکردهای زشت اسلافش خط بطلان کشید و حتی گفته میشود که در قتل پدرش دست داشت تا بتواند روزنه ای برای یک حرکت نوین و پیشرو باز شود و در سالهای بعد در زمان حاکمیت اش این ایده را در عمل پیاده کرد.
او علیه سنتهای خشن و محدود کننده که همیشه جامعه را در وضع موجود نگه میداشت ایستاد و تلاش کرد که اوضاع را رو به جلو تغییر دهد.
شاه امان الله نه از روحانیون تزویرگری که اسیر سنتهای دینی بودند ترسید و نه از متنفذینی که اسیر سنتهای قومی و قبیلوی بودند مرعوب گردید.
او با شجاعت خط مشی یک حکومت پیشرو و پاسخگو را اعلام کرد و داشت به آن عمل میکرد.
در حکومت امانی ،قانون برده داری که براساس فرمان پدربزرگش عبدالرحمن که بردگی هزاره ها را رسمیت بخشیده بود لغو شد، قانون شهروندی که بر اساس این قانون، برای تمام شهروندان افغانستان صرف نظر از قومیت، ملیت، مذهب، دین و جنسیت شان حقوق برابر قابل شده بود، تدوین گردید. 
زنها برای اولین بار حق یافتند که از محیط خانه بیرون بیایند، کار و تحصیل نمایند و طرز لباس پوشیدن خود را به میل خود انتخاب نمایند. برای اهل هنود حقوق برابر در نظر گرفته شد.
برای مدرن سازی افغانستان قدم هایی برداشته شد.
کوشش صورت گرفت تا تکنولوژی نوین وارد افغانستان شود و برای تربیه کادرهای فنی اعم از دختر و پسر تعدادی برای تحصیل به خارج فرستاده شد.
اینها همه اقداماتی بودند که باورهای ایستا و تعبدی دینی گروهی از ملایان را که زالو صفت خون مردم سنت باور را می مکیدند به چالش کشاند. کارکردهای دولت امانی سنتهای قومی و قبیلوی را که زنان را در اسارت قرار داده بود و فروش و حتی کشتن دختران را جایز میدانست زیر سئوال قرار گرفت.
دیدگاه دولت امانی پیشرو و انسان محور بود ولی دیدگاه گروه مقابل ایستا و سنت محور.
تقابل بین این دو دیدگاه باعث شد، نیروهای استعماری را که تازه کنترول مستقیم افغانستان را از دست داده بودند، بیدار نماید و از این تضاد و تقابل به نفع خود استفاده نمایند. آنها که به زیر و بم جامعه افغانی آشنایی داشتند خوب میدانستند که کدام نیروها را تطمیع و تحت تاثیر قرار داده میتوانند و از آنرو دست به کار شدند.
قشر آخوند و ملا و روحانی که همیشه محتاج و مزد بگیر بوده اند و به جای تعقل از احساسات پیروی میکردند، اگر، هم شکم شان سیر شود و هم خوراک ذهنی برای شان داده شود مشبوع میشوند و به فرمان بادار دست به هرکاری میزنند.
بنائن این قشر بهترین گزینه مناسب برای انجام عملیات انگلیس علیه دولت امانی بود.
ازاینجا بود که لشکر ملاها که در میان جامعه نا آگاه و سنتی از احترام برخوردار بودند و هنوز هم هستند به خدمت گرفته شد و از طریق مساجد و منابر تبلیغ نمودند که شاه امان الله از دین اسلام خارج شده است.
جالب اینجاست که کفار می آیند و برای یک فرد مسلمان میهن دوست فتوای کفر صادر میکنند.
گرچه این فتاوی از سمت جنوب و شرق صادر شد ولی به سرعت گسترش یافت و در شمال هم سرایت کرد.
در شمال کابل شخص یاغی صفتی به نام حبیب الله کلکانی زندگی میکرد و به بچه سقا معروف بود نیز زیر تاثیر تبلیغ روحانیون محل رفت و بنای بغاوت نهاد و بعد که مورد توجه انگلیس قرار گرفت و تمویل گردید به بسیج نیرو پرداخت و کابل را در غیاب امان الله خان تصرف کرد و به تصور خود حکومت تاجیک را بنا نهاد.
در زمان نه ماه حکومت حبیب الله کلکانی مانند دوره حکومت مجاهدین در افغانستان آنارشیسم حاکم بود. انگلیسها که توانسته بودند شاه امان الله را توسط ”بچه سقا” از صحنه بیرون کنند، دوباره به سراغ هم پیمانان سنتی شان رفتند و نادرشاه را که افسر ارتش بود تقویت کردند تا در درنتیجه حبیب الله کلکانی را وادار کردند تا به سمت شمالی فرار کند و قدرت حکومت را بدست بگیرد. نادرشاه چندی بعد از تثبیت قدرت در کابل، حبیب الله کلکانی را به واسطه قسم خوردن به قرآن فریب داد و به کابل کشاند و او را به دم توپ بست.
در واقعیت امر، حبیب الله کلکانی دو بار به واسطه قرآن فریب خورد:
اول اینکه قرآن او را علیه امان الله شورانید و همه چیز به نفع انگلیس تمام شد و بار دوم سر او را به باد داد.
طرفداران حبیب الله کلکانی او را به القاب عیاری از خراسان و امیر یاد میکنند ولی این القاب با عملکردی که او از خود به جا گذاشته همخوانی ندارد.
در واقع تقابل امان الله خان و حبیب الله کلکانی تقابل مدرنیته و سنت تعبیر شده میتواند و این تقابل تا هنوز ادامه دارد.
امان الله در صد سال قبل نماینده نسل امروز بود و آنچیزهایی را که امان الله میخواست در وطن پیاده کند هنوز هم تحقق نیافته است. خواست نسل تعلیم یافته امروز با خواسته های امیر امان الله بسیار نزدیکی دارد به همین خاطر چالشهایی را که امان الله خان در جامعه سنتی آنروز ایجاد کرد هنوز هم تازه گی دارد و ما هم با آن دست و پنجه ترم میکنیم.
حبیب الله کلکانی نماینده بخشی از جامعه بود که بالاتر از تکالیف شرعی غسل جنابت و طریق وضو گرفتن و آداب مستراح رفتن چیز دیگری را بلد نبودند که امروز در قالب مجاهد، طالب و داعش فعالیت می نمایند.

یکی از ارمغانهای دولت امانی برداشتن برقع و آزادی پوشش زنان بود که بسیار عکس العمل ایجاد کرد و امان الله اول از خانواده خود شروع کرد ولی موفق نشد که در دیگر بخشهای جامعه تسری دهد.
اماعقبگرایان در این بخش تا هنوز با سبوتاژ و استفاده از کلمات مزورانه ننگ و غیرت و حجاب اسلامی و غیره نبض جامعه را در دست خود نگهداشته اند و با یک حرکتی که خلاف میل آنها صورت گیرد به تکفیر رو میآورند.

در این روز ها در استانه تجلیل از ۹۸ مین سالروز استقلال کشور تقابل مدرنیته و سنت خیلی متبارز گردیده است. خانم آریانا سعید آوازخوان پرآوازه افغان نماینده نسلی از زنان افغان که به اسارت زن در خانه و زیر برقع معترص اند، تصمیم گرفت که به مناسبت روز استقلال بزرگترین کنسرت خود را در غازی استادیوم کابل دایر نماید و درآمد پولی این کنسرت را به آوارگان دره میرزااولنگ تقدیم نماید. سوژه آریانا تجلیل از روز استقلال و بدین بهانه شاد ساختن روان پژمرده مردم خسته از جنگ و حملات انتحاری قلمداد گردید ولی این نماینده تجددخواهی و طرفدار آزادی زنان از اسارت سنت و مذهب با عکس العمل نوادگان حبیب الله کلکانی و پیروان طالب و داعش مواجه گردید.
آنها که در اصل، مراسم تجلیل از کارنامه های شاه امان الله را نشانه گرفته بودند، کنسرت آریانا سعید را بهانه کردند و تا توانستند برای لغو این کنسرت توطئه و شایعه پراگنی کردند. تا حدودی هم موفق شدند تا ملاهای مزدبگیر را جمع نمایند، از آنها عکس بگیرند و پخش کنند که گویا نشان دهند که به اصطلاح علمای دین مخالف برگزاری این کنسرت هستند چنانچه شیوخ مزدبگیر ایران نیز به همینوال در مقابل جشنواره دمبوره در بامیان ابراز مخالفت کردند ولی هیچکدام نه آریانا سعید و نه مسئولین برگزاری جشنواره دمبوره بامیان عقب نشینی نکردند و با شجاعت ایستادند تا نشان دهند که دیگر مردم آگاه شده اند و به حرف این مزورین تاریخ بشریت گوش نمیدهند و خود شان تشخیص میدهند که چه کاری را بکنند و چه کاری را نکنند.
یادآوری از کنسرت آریانا سعید در این نوشتار از این لحاظ حائز اهمیت است که: 
۱ عنوان کنسرت تجلیل از سالروز استرداد استقلال کشور بود
۲ درآمد ناشی از کنسرت برای کمک به آسیب دیدگان ذره میرزااولنگ اختصاص یافته بود.
۳ اینکه آریانا به نماد ایستادگی و مقاومت در مقابل مردان زن ستیز افغان و ملاهای فاسد عالم نما مبدل شده است ورنه خانمهای دیگری هم، همه روزه برنامه تلویزیونی و کنسرتی دارند ولی هیچ نامی از آنها برده نمیشود.
خلاصه کلام: 
از کارنامه شاه امان الله به خاطری تجلیل میگردد که روح ترقیخواهی او در کالبد نسل امروز زنده است و با زمان به پیش میرود.



Lämna ett svar