الماس یتیم 13 ساله بعنوان برده جنسی زندگی میکند

الماس که یک پسر سیزده ساله و یتیم است به عنوان یک بردۀ جنسی زندگی میکند.
الماس یک پسر سیزده ساله و یتیم است. او از مدت سه سال به این طرف توسط حامد که 24 سال عمر دارد و به صفت گارد امنیتی ایفا وظیفه میکند مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرد. حامد در بدل مسکن، لباس و غذای که به الماس میدهد از او بهره برداری جنسی میکند. حامد میگوید هنگامیکه بچه ها ریش و بروت بکشند ، ما آنها را رها میکنیم . عمل ” بچه بازی ” یک عنعنه است که در افغانستان به ارتکاب آن کسی جزا نمی بیند[در حقیقت در افغانستان این عمل ناجایز جرم شمرده نمیشود_ ا س . ].

الماسمیگوید زمانی که نُه سال عمر داشت والدینش، هر دو به دلیل مریضی چشم از جهان بستند. او میگوید:

ـ آنها مرا لت و کوب میکردند. برادر بزرگم مرا لت و کوب میکرد. من دیگر نمیخواستم در منزل باقی بمانم.

به همین دلیل او سه سال قبل از منزل فرار نمود.

الماس یک پسر لاغر است که قدش تا سینۀ حامد میرسد. او یک جمپر بزرگ چرمی به تن داشته و خودش را در داخل آن مخفی نموده است. او یک شال نسواری روشن را روی سر و چهره اش پیچانیده است. طوری که فقط قسمت اندکی از چشم های سیاه اش قابل دید میباشد.

تا جایی که موضوع به لت و کوب پسران در خانواده ارتباط میگیرد آنها در مقایسه با دختران دارای آزادی بیشتر برای ترک گفتن خانه میباشند. وقتی آنها خانه های شان را ترک گفتند به روی جاده ها جاگزین گردیده، بعضاَ وادار میگردند برای امرار معیشت به گدایی، دزدی یا هم فروش چرس و دیگر مواد مخدر برای باند های جنایتکار رو آورند.

حامد، الماس را را در روی جاده پیدا نموده سپس او را با خود به خانه برد. حامد با خوشی میگوید برای الماس همه چیز میدهد. او میگوید:
ـ اینکار (بچه بازی) سرگرمی دلخواۀ من است. من عاشق پسران هستم.

مردان قدرتمند ـ جنگسالاران، نظامیان، افراد پولیس و حتی دیگر مردان پولدار از پسران برای خوشگذرانی خود استفاده می نمایند. برخی از مردان این پسران را نزد خود نگه میدارندبا آنها همبستر میشوند، مانند حامد. برخی دیگر پسران مذکور را برای محافل شان به کرایه میگیرند. آنها به پسران مذکور لباس های دخترانه پوشانیده آنها را مانند دختران آرایش نموده و از آنها برای رقص و سرگرمی در محافل خود استفاده میکنند. سپس در ختم محفل مردان میتوانند با این ”پسران دخترانه پوش” سکس داشته باشند.

در افغانستان مردان و زنانی که با هم قرابت خاص نداشته باشند و یا هم با هم ازدواج نکرده باشند، جدا از هم زندگی میکنند. حتی احوالپرسی میان زنان و مردان مجرد میتواند پخش شایعات منفی در مورد آنها را در پی داشته باشد. به همین دلیل دسترسی به زنان خیلی محدود بوده و معمول آنست تا زنان با زنان و مردان با مردان معاشرت نمایند.

معاشرت مردان با پسران ساده بوده، زیاد جالب توجه واقع نمیگردد و در مقایسه با معاشرت با یک دختر کمتر خطرناک میباشند. اگر یک مرد یک دختر را بدون اجازۀ خانواده اش به ملاقات دعوت نماید میتواند به دلایل ناموس داری جانش را از دست بدهد. البته چنین یک اجازۀ صرفاَ در صورتی صادر میگردد که مرد مذکور با آن دختر ازدواج نماید.

حتی محافل ازداوج نیز از نظر جنسیتی به شکل مجزا برگزار میگردد، یعنی زنان و مردان در سالون های جداگانه حضور میداشته باشند. مردان میتوانند با هم برقصند. مردانی که ”بچه” دارند میتواند آنها را با خود به محافل آورده و آنها را برقصانند:

ـ آن مردی که ”بچه” اش از دیگر ”بچه ها” بهتر برقصد از طرف دیگر مردان پول بدست میآورد.

من پسران را ترجیح میدهم

حامد نمی خواهد ازدواج کند. به باور او ازدواج نمودن خیلی گران تمام میشود. ازدواج حداقل 70000 کرون مصرف دارد. او همچنان به زنان و دختران علاقه نیز ندارد. او در حالی که به علامت نفی دستش را تکان میدهد میگوید:
ـ من پسران را ترجیح میدهم. او (الماس) در مزرعه کار میکند، میوه می فروشد و شب ها ما با هم میخوابیم. این کار شخصی ماست و به کسی دیگری ارتباط ندارد.

حامد بوت های New Balance-springskorکرمچ سفید جدیدش را روی زمین بایر کشیده میگوید:
ـ همه در این مورد میدانند، حتی پولیس. بیست فیصد مردان قریه ”بچه باز” هستند. این عملی است که از قلب ما سرچشمه میگیرد.

این که یک مرد با یک پسر رابطه جنسی داشته باشد در فرهنگ افغان ها همجنسگرایی محسوب نمی شود. این موضوع تا زمانی که صرفاَ منحصر به رابطه جنسی باشد، نه زناشویی افراد همجنسگرا،برعکس میتواند باعث ارتقا موقف مرد گردد.

همچنان تجاوز نمودن بالای یک پسر در مقایسه به تجاوز بالای یک دختر، یک عمل کمتر شرم آور تلقی میگردد. هرگاه یک مرد بالای یک دختر باکره تجاوز نماید هر دو با خطر مرگ روبرو میشوند. در حالی که به مردانی که با پسران این کار را انجام میدهند اصلاَ جزا داده نمیشود. برعکس این موضوع میتواند از نگاۀ اجتماع یک موفقیت شمرده شود. از آنجایی که داشتن ”بچه” ایجاب مصرف را میکند، داشتن بیشتر از یک ”بچه” نشانۀ مردانگی به شمار میرود. مردی که بیشتر از دو ”بچه” دارد ثروتمند محسوب میگردد.

با یکدیگر ازدواج میکنند

اگر روزی حامد برای خشنود ساختن والدینش ازدواج نماید ـ ممکن ده سال بعد ـ در آن حالت نیز او در کنار خانمش، بچه ها را با خود خواهد داشت. او میگوید:
ـ زن صرفاَ برای خانه است. یک دوست من، دو زن و سه ”بچه” دارد. زنان این مطلب را میدانند.

حامد میگوید در قندهار شهر جنوبی افغانستان که زمانی مرکز طالبان بود، مردانی وجود دارند که با هم ازداوج می نمایند.

ـ آنها با هم نکاح نموده و این موضوع را درج نکاحنامه نیز می نمایند ولی این موضوع شکل رسمی را به خود نگرفته صرفاَ در میان خود شان باقی می ماند. 
حامد زمانی که 19 ساله بود به داشتن روابط جنسی با پسران آغاز نمود. 
ـ این زمانی بود که به کمایی نمودن پول آغاز نموده بودم.

حامد با آن عده از ”بچه” هایش که بزرگ شده اند دیگر کدام رابطه ندارد. او میگوید:
ـ زمانی که پسران ریش و بروت در میآورند ما آنها را ترک میگوییم، این یک قانون است. به همراه داشتن یک بچۀ بزرگسال مشکل است و به همین دلیل ما نمی خواهیم آنها را در هنگامی که بزرگ شده اند با خود داشته باشیم.

زمانی که طالبان در سال 1996 در افغانستان یک امارت اسلامی را ایجاد نمودند، ”بچه بازی” را نیز ممنوع اعلام کردند. آنها به تفسیری از قرآن اشاره نموده میگویند جزا برای رابطۀ جنسی میان افراد همجنس اینست که مردان مذکور باید در زیر یک دیوار قرار داده شوند و سپس دیوار مذکور بالای آن غلطانده شود. 
اما بعد از تهاجم امریکا بالای افغانستان در سال 2001 ”بچه بازی” بار دیگر رشد نمود. البته با وجود آن که قوای نظامی امریکا از سوء استفادۀ جنسی از پسران، حتی در مراکز نظامی مشترک شان با افغانها، نیز آگاهی داشتند.

گزارش محرم ساخته میشود

در یک گزارش که توسط SIGARیا ادارۀ سرمفتش ویژه برای بازسازی افغانستان ارائه گردیده مجموعاَ با 37 شخص و سازمان مصاحبه صورت گرفته است. در این گزارش 24 تن تصدیق نموده اند که آنها از سوء استفادۀ جنسی کودکان توسط نیرو های امنیتی افغان، آگاهی داشتند. آنها معلومات در این مورد را یا از خود قربانیان این حوادث شنیده بودند و یا هم از افرادی که شاهد این موارد بودند. پاسخی که در این مورد ارائه میگردید این بود که ”بچه بازی” یک ”مسئلۀ خاص فرهنگی” در افغانستان میباشد!!.

این گزارش که در ماۀ دسمبر سال 2016 نشر گردیده بود بنابر محتوای حساسی که داشت محرم اعلام گردیده و توصیه شد تا سال 2042 همچنان محرم باقی بماند.

اما روزنامۀ نیویارک تایمز در سال 2018 در یک مقاله از این گزارش پرده برداری نمود. در این مقاله از چگونگی مصون بودن مردانی که دارای میل جنسی به کودکان میباشند، از جانب قوای نطامی امریکا اشاره شده بود. این گزارش نشان میداد که افرادی که محاکمه شده بودند، آن نظامیان افغان نبودند که از پسران به عنوان برده های جنسی استفاده میکردند بلکه افراد دستگیر شده آن عساکر امریکایی بودند که در برابر این کار از خود مخالفت نشان داده بودند. به این عساکر از طرف قومندان های شان دستور داده شده بود تا این پدیده (بچه بازی) را نادیده بگیرند.

یک تورن از قوای خاص امریکا به اسم Dan Quinn پس از آن وظیفه اش را ترک گفت که مشاهده نمود چگونه یک پسری که روی یک تخت خواب با زنجیر ها بسته شده بود، مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت. او برای رهایی پسر مذکور وارد برخورد فزیکی با شخص متجاوز گردید. این تورن امریکایی در مصاحبه با روزنامۀ نیویارک تایمز در مورد آن حادثه گفته است ”ما افرادی را به قدرت رساندیم که کار های بدتر از طالبان را انجام دادند”.

همچنان گزارشاتی نیز وجود دارد که آن عساکر نیرو های خاص امریکایی که در برابر ”بچه بازی” مقاومت نموده اند، توسط افغان ها به قتل رسیده اند.

نظر به قانون امریکا اگر نیرو های نظامی یک کشوری که امریکا با آن کشور همکاری نظامی دارد جرایم بشری را مرتکب شوند، مانند نگهداری پسران به عنوان برده و تجاوز جنسی بالای آنها، در آن صورت باید همه کمک های اقتصادی نظامی امریکا با کشور مذکور قطع گردد. اما در کنار آن، قانون دیگری نیز وجود دارد بنام the notwithstanding clause . این قانون با وصف همه چیز به تداوم کمک های نظامی دستور صادرمیکند.

گزارشی که توسط SIGAR تهیه شده است نشان میدهد که در موارد فوق معمولاَ از همین قانون اخیرالذکر پیروی گردیده است.

اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در سال 2015 اعلام نمود که برقراری ارتباط جنسی با کودکان یک عمل ممنوع میباشد. اما باوصف آنهم مواردی مشاهده نشده است که افراد به این جرم محاکمه شده باشند.

پسران نمیخواهند خود شان شاهدی بدهند زیرا از این کار شرم دارند. از طرف دیگر سیستم قضایی افغانستان نیز آلوده به فساد و ناکارا میباشد، خصوصاَ در اطراف. زیرا در آنجا بزرگان اقوام و جنگسالاران بدون مداخلۀ نیرو های دولتی حاکمیت دارند. 
از مردان افغان در مورد دلیل داشتن رابطۀ جنسی با پسران پرسیده شده است و آنها جواب های مختلفی را ارائه نموده اند:
سکس از راۀ مقعد با زن نمی تواند یک گزینه باشد. زیرا در این حالت به ممنوعیتی که در قرآن وجود دارد اشاره میشود. 
اما حامد که همیشه خود را نزدیک الماس نگهمیدارد دلیل دیگری دارد او میگوید عاشق پسران است.
نوت : الماس یک اسم مستعار بوده اسم حقیقی پسر مذکور چیزی دیگریست.
ترجمه و تلخیص از احمد ضیا دانش 
منبع خبر 
https://www.expressen.se/…/foraldralosa-almas-13-lever-so…/…



Lämna ett svar