ترجمه فلم مستند در مورد داکتر تاتسو ناکه مورا

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر تاتسو ناکه مورا

ترجمه فلم مستند در مورد داکتر ”ناکه مورا” که در یوتیوب نشر گردیده و توسط جناب محترم محمد ولی ازانگلیسی به دری ترجمه گردیده است. نام این فلم مستند ( Afghanistan Documentary Development via Japanese Doctor Nakamura ) است.

مأخذ از : کتاب تاتسوناکه مورا ( یک داکتر که یک کانال آبیاری را میسازد.)

در صبح یازده سپتمبر ، من یک تیلفون عاجل و ضروری را از جلال آباد ، مبنی بر خبر حمله تروریستها را در اضلاع متحده امریکا گرفتم.

در اخبار تلویزیونی ، راپورهای هیجانی در باره یک کشور نسبتآ ناشناخته افغانستان پخش میگردید.

رئیس جمهور ” بوش ” اعلام کرد که امریکا قوی و قدرتمند است و انتقامگیری را بغرض تحسین و کف زدنهای مردم امریکا اعلام کرد.

اینطور معلوم میشد که یک چیزی بالای مردم امریکا مستولی شده و ذهن آنها را اشغال کرده است.

مدنیت و تمدن ما وسعت و اعتدال خود را از دست داد و این مساله مرا بسیار متآثرو غمگین میسازد.

داکتر جاپانی ”تاتسوناکه مورا” ( Dr. Tatsu Nakamura) برای مدت چندین سال در افغانستان مصروف کار طبابت بود.

در سال 2001 عیسوی افغانستان به یک خشکسالی با ابعاد تاریخی و بی سابقه مواجه شده و یدینترتیب زراعت کشور را ویران و تخریب کرد و در انجا کمبود مواد غذایی بمیان آمد. گرسنگی و تشنگی زنده گی بسیار مردم را گرفت .

داکتر ناکه مورا میگوید :” یک کانال آبیاری میتواند بیشتر از صد نفر داکتر، کمک نماید”.

داکتر ناکه مورا چپن سفید داکتری خویشرا از تن کشید و وظیفه وکار اعمار و ساختن کانال آبیاری را بعهده گرفت که آب را به زمین های خشک و بی آب (زمین های بایر) میرساند.

[هیلیکوپتر ها یا چرخبالهای امریکا اکثرا در جاهائیکه ما کار مینمودیم از بالای سر ما در فضا پرواز و عبور مینمایند. آنها ماشین های ظلم و ستم را بکار گرفته ، در حالیکه ما  پیراهن های خاک آلود به تن داشتیم. ــ”از ژورنال داکتر ناکامورا ”]

ما میدانیم که احساسات چنین خواهد بود که ترغیب کنند و یا تعجب نمایند ، زمانیکه آب به اینجا برسد.

شانزده ( 16 ) سال بعد ، ساحه خشک به ساحه یا منطقه سرسبزو حاصلخیز تبدیل میشود.

این داستان و گذشته یک داکتر ـ ”ناکه مورا ” است که بر علیه خشکسالی مبارزه را پیش برده است ، در حالیکه شعله های جنگ به سوختاندن افغانستان ادامه میداد.

آب ، نه اسلحه

سبز ساختن افغانستان

ما مرتبه اول در سال 1998 عیسوی کار داکتر ”ناکه مورا” را فلم گیری نمودیم .

داکتر ناکه مورا تلاش نمود تا یک کلینیک صحی را در منطقه ای کوهستانی افغاستان اعمار نماید.

دوکتور ناکه مورا میگوید: ” اکثر گروپهای خارجی که به اینجا می ایند وعده میکنند که فرهنگ افغانستان را احترام مینمایند . اماایشان همیشه چنین نمیکنند. مگر ما به وعده های خویش ادامه داده و آنرا عملی مینمائیم.”

یک باشنده محل به زبان پشتومیگوید: ” ما میدانیم که کار این کلینیک مدت یک و نیم سال به تعویق افتیده ، زیراکه شما با پروژه های دیگر مشغول و مصروف بودید. ما از کمکهای انجام شده شما خیلی ممنون هستیم.”

داکتر ناکامورا میگوید: ” شما میتوانید بالای ما اعتماد نمائید. وقتیکه ما چیزی را آغاز مینمائیم ، ما آنرا همیشه انجام داده و بپایان میرسانیم . این یک اساس دایمی خواهد بود.”

شرق افغانستان :

داکترناکه مورا با شروع کار در سال 1991 عیسوی بتعداد سه باب کلینیک صحی را دراین ساحه افتتاح نمود که موصوف خدمات طبی را به مردم عرضه نمود.به نام زیر:

PMS JAPAN

AFGHAN PROJECT

DARA-E-NOOR CLINIC

”خدمات طبی صلح جاپان

پروژه افغانی

کلینیک دره نور”

که البته تلاش موصوف بزودی به مانع بزرگ مواجه شد.

در تابستان سال 2000 یک ردیف پی در پی اطفالی را که مصاب با علایم جدی مرض بودند ، غرض معاینه و تداوی نزد داکتر ناکامورا آوردند.

داکتر ناکه مورا (می پرسد ): ” چی وقت این تکلیف پدیدار و یا ظاهر شد ؟”

شخص همراه مریض (پاسخ میدهد) : ” تقریبا پنج یا شش روز قبل ”.

داکتر ناکه مورا : ” آیا این تکلیف همه یکباره معلوم شد؟”

شخص همراه مریض : ”درصورت ( روی ) ، سینه و قسمت عقب و نشیمن گاه ”.

داکتر ناکه مورا: ” تماس ، آماس و یا ورم جلدی ( Contact determatitis poor nutrition) اساسآ همچو پروبلم ها بنابر تغذیه خراب و بد و همچنان ( poor sonitation) ( حفظ الصحه خراب ) بوده و تنها با شستن با آب ، میتواند کمک نماید. مگر من نمیتوانم آنرا پیشنهاد نمایم ، زیرا قلت آب بسیار زیاد است.

این قلت و کمبودی آب خود را در چنین مشکل و پروبلم ها نشان میدهد .

منبع پروبلم ومشکل ، در خشکسالی تاریخی بود که افغانستان را زیر تاثیر گرفته است. در سرتاسر این ساحه چاه های آب آشامیدنی خشک و فاقد آب گردیده اند.

مردم چهار طرف چاه های آب که هنوز آب نوشیدنی را تهیه مینمودند ، جمع شده و با همدیگر می جنگند.

داکتر ناکه مورا به مریض (میگوید) : ”  تکلیف چیست ؟”

مریض به داکتر ( پاسخ میدهد) : ” خوب نیستم . من میمیرم”.

در جریان این بحران ، حملات یازده سپتمبر صورت گرفت .

بتاریخ هفت ( 7 ) اکتوبر حملات راکتی بالای افغانستان شروع شد( در جنوب افغانستان بالای شهرقندهار ودر شرق افغانستان بالای شهر جلال اباد) .

یک خانم : حملات در کجا بودند؟

پاسخ دهنده : د رجلال آباد و کندهار

خانم : د رجلال آباد هم حمله صورت گرفت ؟

جواب دهنده : بلی .

داکتر ناکه مورا و همراهانش دفتر خویشرا تخلیه نموده وبه پاکستان رفتند.

داکتر ناکه مورا شرح ویا گزارش احساسات خود را بطور ذیل به رشته تحریر آورد. از ژورنال داکتر ناکامورا :

” آزادی و دیموکراسی حالا یک جنگ جنایت آمیز یا آدم کشی را به مقیاس بزرگ بغرض مبارزه و انتقام گیری از تروریزم به پیش میبرد.

در همه احتمالات یک منظره طولانی اجساد انسانهای بیگناه باعث درد و عذاب و خواب بد و خراب و پشیمانی برای خود انتقامگیران میشود.

زمانیکه قدرتهای بزرگ جهان باهم ائتلاف نموده و این کشور کوچک و درحال مرگ واز بین رفتن را احاطه کرده ، من با یک شک و تردید ساده باقی میمانم که اینها چه را تلاش مینمایند که محافظت کنند.

د رمناطق و ساحات نزدیک سرحد پاکستان ، آنعده مردم ملکی افغان که از آسیب بمباردمان فرار نموده بودند به کمپ های پناهندگان سیل آسا سرازیر شده و آمدند. این موضوع بد تر از آنچه بود که ما تصور میکردیم . آنجا باید چندین هزار نفر ویا بیشتر از آن خواهند بود.”

داکتر ناکه مورا به افغانستان بازگشت نمود، دید که خطریکه خشکسالی ببار آورده بود ، بسیار زیاد شدید و طاقت فرسا بود.

به این ساحات نظر بیندازید و ببینید که هیچ چیز در آن اراضی رشد ونموکرده نمیتوانند. زمین های زراعتی ولایت ننگرهار که یک وقت ، سبد پربرکت یا حاصلخیزنان بود ، حالا فاقد غله جات میباشد.

یکنفر به زبان پشتو میگوید: ”در آنجا هیچ آب اشامیدنی وجود ندارد ، چه رسد به اینکه اراضی زراعتی را آبیاری کرد”.

بازهم به زبان پشتو : ”اینجا هیچ امکان تآمین معیشیت یا پیدا کردن معاش وجود ندارد. ما اینجا زندگی کرده نمیتوانیم”.

در سرتاسر مملکت چهار میلیون نفر درزیر خط فقر قرار دارند .

داکتر ناکه مورا( میگوید)  :” بزرگترین ضرورت حالا چیست ؟

واضحآ که این نان است که خورده شود.

هرچه چیز دیگر ، طرز بیان یا اصطلاح را ببخشید ، خوشگذرانی ، لوکس و چیز های تجملی خواهد بود.

بادرنظرداشت شرایط ما میبینیم که غذا و آب برای بهبود ورفاه زندگی مردم افغانستان چیز های اساسی بودند.”

داکتر ناکه مورا حالا یک تصمیم قوی اتخاذ نمود که چپن داکتری و طبابت خود را دور اندازد و کار ساختمانی یک کانال آبیاری را آغاز نماید.

داکتر ناکه مورا : ”سطح آب نسبت به آنچه بود ، بلند تر است.”

داکتر ناکه مورا دریای کنر را که یکی از چند دریای بزرگ افغانستان میباشد ، بحیث منبع آب برای کانال آبیاری خویش تشخیص و تثبیت نمود.

با آبهای باریک میان توده یخ های غلتان ( glaciers) و کوه های بلند به ارتفاع هفت هزار متر ، دریا در اینجا گرداگرد حتی در اوقات و زمان خشکسالی جریان مینماید.

داکتر ناکه مورا: ” این یک پلان راه کار است و ما میتوانیم آب را بهتر از این سمت بدست آوریم. اگر آب از دریای کنربه اراضی و ساحات خشک رسانیده شود ، ممکن زراعت و کشاورزی دوباره احیاء و رونق خواهد یافت.”

داکتر ناکه مورا شروع به انکشاف دادن پلانهای ساختمانی نمود. گرچه او بطور مطلق هیچ معلومات و دانش در بخش و یا رشته انجنیری یا آبیاری نداشت.

یکتن افغان ( در خطاب به داکتر ناکه مورا): ” داکتر صاحب ، به آن سرعت خاک و گل به پائین نخواهد رفت. این مساله برای وقفه ها و پالیسی های ما بهتر میباشد.”

داکتر ناکه مورا :

” در اصل من یک داکتر هستم .

با مراجعه به اسناد جاپانی موصوف یک پلان را خودش به تنهایی طرح نمود.

هدف برای دوسال اول این بود که یک کانال بطول دوازده ( 12 ) کیلومتر را اعمار بسازد.

داکتر ناکه مورا :

” من یقین دارم پیشبرد کار آن مدت پنج ، شش ، هفت سال را در بر خواهد گرفت. مفکوره بزرگ است که هرچه زودتر و بزرگتر اول آب را به اینجا آورد و آنرا ”خوشبختی و اقبال” نامید.”

مفکوره داکتر ناکه مورا این است که زمینهای خشک را دوباره به زمینها و اراضی سبز تبدیل نماید.

با گرفتن آب از دریای کنر ، کانال زمین های خشک را دوره زده و بالاخره در دشت گمبیری خواهد رسید.

اگر این کار تکمیل شود ، ساحه سه هزار هکتار زمین زراعتی را آبیاری خواهد نمود و وسیله زندگی و معاش به تعداد یکصد هزار نفر را تقویه خواهد کرد.

بعضی از اعضای کارکنان افغانی در باره اینکه چنانچه به نظر می آمد که این یک پلان مکمل بادوام میباشد ، شک و تردید ابراز نمودند مگر با آنهم در تعهد داکتر ناکه مورا تردید و دودلی رخ نداد.

داکتر ناکه مورا :

” هر روز صد ها طفل از بین میروند و بسیاری مردم رنج و عذاب امراض را میکشند که همه اینها از سبب نارسائیها و نواقص ایکه در سرحد وجود دارد ، بمیان می آید.

هدف ما تنها زندگی مردم میباشد. پس موفقیت و پیروزی این پروژه جاری و همچنان پروژه دیگریکه در آنسو در آن مواد تخلیه و انداخته میشوند کلید وراه حل آینده میباشد.”

ماه مارچ 2003 :

کار ساختمانی پروژه آبیاری شروع گردید.

تهیه و تدارک مصارفات پولی آن باید توسط موسسه صلح خدمات طبی جاپان ( Peace Japan Medical Services ) که یک سازمان غیردولتی (NGO ) میباشد ، صورت گرفته که البته فعالیتهای داکتر ناکه مورا را پشتیبانی و تقویت مینماید.

دهاقین محل روزنـهء امید بخاطر دورنمای آینده و احیای مجدد کشتزار ها داشته و از اینرو بمنظور کمک نمودن به پیش آمده و روز به روز تعداد دهاقین سهم گیرنده افزایش یافتند. حرف ها پخش میگردند. مردمیکه در کمپ های مهاجرین پناه برده بردند ، آغاز به سفر نمودن در مسافات طولانی بغرض کمک رسانی نمودند.

به کارگران یومیه مبلغ دونیم دالر مدد معاش پرداخت و تادیه میشود. برای این مردم  که نسبت خشکسالی قادر به کشت زراعت نمیباشند، این یگانه منبع درآمد و کمک برای فامیلهای آنها میباشد.

داکتر ناکه مورا اعمار و یا ساختمان محل آبگیری از دریا ( intake) را در دهنه کانال شروع نمود.

یکنفر به پشتو می پرسد :  مستقیم و راسأ؟ بلی ، مستقیم

جای و محل آبگیری (intake) محلی است که آب را از دریا گرفته و این آب به کانال آبیاری داخل میشود.

اگر این جای (intake ) بطورلازم و مناسب ساخته و اعمار نگردد ، آب بداخل سیستم جریان پیدا نخواهد کرد.

برای کشیدن آب بداخل یک کانال ضرور و لازم است تا ساختمان بداخل دریا اعمار گردد و این کار ، جریان آب را تغییر داده وباعث آن میشود که آب به کانال داخل شود.

این ساختمان بنام  Weir( سدی که سطح آب را بلند نموده و تشکیل حوضچه ای دهد) یادمیشود.

داکتر ناکه مورا ساختمان یک خاکریز یا بند وسد ( Levee) را بالا تر از دریا و از محل آبگیری (intake) رویدست گرفت . وقتیکه خاکریز( بند وسد)  آباد شد، دریا در قسمت ساحه دور جزیره جریان مینماید و خروج آب را از ساحه Weir(سدی که سطح آب را بلند نموده و تشکیل حوضچه ای دهد ) ادامه میدهد و این موضوع اعماررا آسانتر میسازد.

بار های خاک و سنگ توسط وسایط یا موترهای باربری در دریا در بیست متر انداخته میشوند تا به جزیره کوچک برسد و سپس بصورت غیرمترقبه یا ناگهان خاکریز( سد ) زیادتر و بیشتر توسعه داده شده نمیتواند.

داکتر ناکه مورا ( صدا میکند ) : ”توقف ، توقف ! این مقدار خیلی کافیست ! فرق و تفاوت نمیکند که چه مقدار خاک پائین انداخته شده است ، جریان آب آنرا دور میبرد.”

وقتیکه خالیگاه میان خاکریز ( بند) و جزیره کوچک و کمتر شد ، جریان آب دریا بشکل خارج از انتظار و توقعات افزایش یافت.

داکتر ناکه مورا یک وسیله ویا راه دیگر را آزمایش نمود.

چوکات های کانکریتی به وزن مجموعی هشت صد کیلو گرام

به زبان پشتو: سلو راشه ( آهسته بیا ) !

دور برده شد.

اینها دور لغزانده ویا غلطانده شوند؟

اینها پائین تر در دریا غلطانده شدند . البنه بر اثر فشار سخت نیروی طبیعی.

داکتر ناکه مورا مجبور شد تا در پلانهای خود دوباره فکروتجدید نظر نماید.

طبق پلانها ، جای آبگیری (intake) باید تا بهار آینده تکمیل گردد که فقط دو ماه تا آنزمان باقیمانده است.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” این مساله مشکل است که تا دو ماه دیگر ختم و تمام شود. وقتیکه بهار میآید ، آب شده های سنگهای یخ زده (stonemelt ) از کوه ها شروع به جاری شدن نموده و قوت جریان آب را تشدید میبخشد . این مساله به وقفه های پرخرچ و گران ساختمانها منتج میشود”.

ضمنأ کار بالای تقویت نمودن کناره های کانال ادامه می یابد.

داکتر ناکه مورا ( gabions) استوانه های قفس مانند فلزی را که پر شده از سنگ میباشد استفاده و بکار میبرد تا کناره ها را از فشار آب محافظت و تقویت نماید.

این یک فن یا اصول باستانی و قدیمی میباشد و این روش در جاپان بغرض تقویت و استحکام برای صد ها سال استفاده شده است .

این یک ساختمان ساده میباشد که در آن سنگ در بین یک قفس که از یک سیم فلزی ساخته شده پیچ و تاب داده شده مگر در نتیجه بمانند کانکریت قوی و مستحکم میباشد.

یک تفوق و یا مزیت عمده این طریقه این است که ایجاب صرف سیم و سنگ را نموده ، پس اگر قفس خراب شود یا نتیجه ندهد ، به آسانی میتوان آنرا ترمیم نمود.

داکتر ناکه مورا (میگوید): ”همه دهاقین واقعأ سنگ کار یا سنگتراش میباشند. اینها با این کار خیلی آشنا اند. آنها خانه ها و دیوار های مزارع شانرا همه از سنگ میسازند.”

  داکتر ناکه مورا این قواعدفنی باستانی را بکار گرفت تامردم محل قادر باشند در آینده کانال آبیاری را خود شان تعمیر و نگهداری نمایند.

  در حوالی همین وقت ، طالبان در افغانستان شروع به ادعای دوباره حق نمودند و امنیت در اطراف کشور خراب تر و بدتر گردید.

 در ولایت ننگرهار جائیکه داکتر ناکه مورا کار مینمود برخوردهای بین طالبان و قوای نظامی امریکا زیاد صورت گرفت. وسایل نقلیه زرهی قوای امریکایی در تلاش بخاطر خاموش نمودن حمله های تروریستان اکثرآ از جوار و پهلوی ساحه ساختمانی عبور مینمود و باعث افزایش تشویش میان کارگران میگردیدند.

در یک موقع و مورد ، یکبال هیلیکوپتر(چرخبال) امریکایی دفعتآ بالای داکتر ناکه مورا و تیم و گروپ وی آتش گشودند.  

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” بصورت مجموعی من پنج بال هیلیکوپتر را که دوبال آن هیلیکوپتر های حمله کننده ( هجومی ) تنها مجهز با یک ماشین گردنده  بودند بالای سر ما چرخ و دوره میزدند و ما را به ماشیندار ضربه میزدند.

ما  در خطر بودیم. بعد از آن قوه نظامی امریکا حملات غلط و اشتباه آمیز را اعتراف نمودند ، حتی درزمان جنگ و محاربه ، جنگ و مبارزه علیه خشکسالی ادامه می یابد.”

باوجود آفتاب بیرحم که درجه حرارت را بالاتر از چهل درجه سانتیگراد نشان میدهد.

داکترناکه مورا میتواند به کار مردان افغان متکی باشد که کار را ادامه میدهند.

یکنفر بزبان پشتو میگوید: خوب ، خوب ،  همینطور بیندازید!

جنگجویان قبلی مخالف دولت و اجیرانی که همراه قوای امریکایی میجنگیدند، تلاشهای خود را یکجا نموده ، تفنگهای خود را با کلنگها ( pickaxes) مبادله و عوض نمودند.

به زبان پشتو : ” ماهمه باید سخت کار نمائیم تا دوباره خانه ها و مملکت خویشرا آباد نمائیم . ما باید تلاش زیاد نمائیم و باید قوی باشیم برای آینده اطفال خویش. من زمین ندارم مگر میتوانم بحیث یک اجاره دار کار کنم. من نباید مهاجرت کنم تا کار را پیدا کنم. فامیل من میتواند باهم یکجا زندگی کند.”

داکتر ناکه مورا (میگوید):” اینها میگویند که قریه جات دورادوراینجا مصئون و امن نیستند ، مگر مردمیکه دیگران را غارت میکنند و داخل خانه های مردم دیگر میشوند یعنی دزدی و سرقت میکنند ، اینها اینکار را بخاطر مصرف بیجای پول نمی نمایند ، بلکه  بغرض اینکه فامیل ها و خانواده های خویشرا غذا و نان دهند ، مردم از دیگران دزدی مینمایند ، نزد امریکایی ها اجیر میشوند و یا برای طالبان جنگ میکنند و یابرای ملیشه های ضد طالبان . اینها بائیست غذا بخورند و بهمین منظور ایشان مجبور و ناگزیر به این کار میشوند. هیچکس این را انتخاب نمیکند. بالاتر از همه اینها صلح میخواهند تا با فامیلهای شان زندگی کنندکه از ترس گرسنگی و غیره آزاد و وفارغ باشند و این است که آنها میخواهند و آرزوی آنرا از همه بیشتر مینمایند”.

چطور به ارتباط ساختمان کانال با موجودیت و درنظرداشت جریانات قوی دریای کنر اقدام شود؟

به زبان پشتو : څه دی وکره په دی ؟ (بالای این چی کردید؟ )

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎” این به مانند (Yamada Weir )[ سدی که سطح آب بلند و تشکیل خوضچه ای دهد] در وطن یعنی جاپان میباشد.”

داکتر ناکه مورا حل مشکل خویشرا درFukuoka دراداره مربوطه خویش در جاپان دریافت و کشف نمود.

کار یماده  ویر (Yamada Weir) بیشتر از دوصد سال قبل در جاپان تکمیل شد.درمقابل جریانات تیز و سریع دریای چکوگوارا( Checkoguara) تابه امروز استوار باقی مانده و آب دریا را در جریان طول سال بداخل کانال آبیاری دور میدهد.

چطور چنین weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]در یک ساحه ایکه پیش از اینکه در آنجا وسایل قوی ساختمانی موجود باشند ، ساخته شد. این نقشه در عهد و دورهء یماده  ( Yamada) وقتی ترتیب شد که کار ( weir) یا سدی که سطح آب را بالاتر نماید و تشکیل حوضچه دهد ، تحت ساختمان قرار داشت.

نوک ویر(weir) بشکل اریب ( /) از intake [جای آبگیری ، محلی است که آب را از دریا گرفته و این آب به کانال آبیاری داخل میشود.] بداخل دریا امتداد و توسعه داده میشود.

  این یک رمز ویا رازی بود که امکان آنرا مهیا ساخت که ویرweir [سدی که سطح اب را بالا تر نموده و تشکیل حوضچه دهد] را مستقیما در جریان سریع و تیز آب دریا آباد نموده و آنهم بدون ساختن  Levee [ خاکریز، بند ویا سد] که جریان آب را مانع شود.

اگر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]بصورت عمودی و قایم بالای جریان آب ساخته شود، در آنصورت این فشار مکمل جریان آب دریا بالایش وارد شده و وبا خطر جدا شدن و پارچه شدن مواجه میگردد.

اما اگرویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] بطور اریب یا کج ساخته شود ، دراینصورت مقاومت آب را تغییر داده و امکان آنرا میسر میسازد که ساختمان را تکمیل نمود.

داکتر ناکه مورا دوباره به ساختن ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] آغاز نمود.

به تعقیب و پیروی از دیزاین و طرح دریای امارا ( Amara River) این سنگ های بزرگ بشکل زاویه کج و اریب در برابر جریان دریا گذاشته و جابجا شدند . حتی در جریان تند دریا ، ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد] از نگاه اندازه بزرگ میشود.

یکماه بعد از اینکه کار ساختمانی آغاز گردید ، پروژه با یک مانع  بزرگ مواجه میشود. سدی که آب را بالا برده و تشکیل حوضچه میدهد ( weird) باید در عمیق ترین قسمت دریا توسعه داده شود. بخصوص سنگهای بزرگ انتخابی جابجا و گذاشته شود.

سنگ بزرگ در تحت سطح آب ناپدید میشود. دریا به آسانی اضافه از پنج متر عمق درین قسمت دارد.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” بلی ، آن درست است. دیگر آنرا بالای سنگ بزرگ بگذارید.”

یک سنگ بسیار بزرگ که باید توسط بولدوزربرداشته شده، از تپه ها به پیش کشانیده شده و به فاصله شصت کیلومتر دورتر از آنجا بالاخره به داخل جای معین غلتانده شد. وزن آن تقریبا به پنج تن میرسید.

بالاخره سنگهای بزرگ سطح آب را جدا میکند.

عمیق ترین قسمت دریا پر و مملو و ویر weir[ سدی که سطح آب را بلند نموده و تولید حوضچه ای دهد]به ساحات مورد نظر میرسند.

داکتر ناکه مورا : ” شما از بزرگترین مانع گذشتید. بلی ، ما عمیق ترین قسمت را ختم کردیم. [آهسته  و پیوسته مسابقه را میبرد.] ما پلان ها را از کتاب سابقه و قدیمی جاپانی استفاده کردیم . سدی اریب و مایل و کج که سطح آب را بالا کند و تشکیل حوضچه دهد حالا به دوصدو بیست متری در بین دریای کنر رسید”.

داکتر ناکه مورا ( به زبان پشتو میگوید) : ”مهربانی ، چطور هستی ، خوب هستی ، آرامی است ؟”

  دو ماه بعد از آنکه بالای پلانها تجدید نظر صورت گرفت ، جای آبگیری (intake) مکمل شده بود فقط قبل از فصل و موسم ذوب و آب شدن برف ها که دریا را سیلابی خواهد کرد.

حال وقت آن رسیده که ویر( weir) سد ویا بندی  که سطح آب را بالا میبرد با تغییر دادن آب از دریا به کانال آبیاری ، حفظ و نگهداری گردد.

پس از یکسال از آغاز کار ساختمانی ، بطول ( 1.4) کیلو متر کانال ساخته شد.

داکتر ناکه مورا تصمیم گرفت که جریان آب را آزمایش و امتحان نماید. آب جریان می یابد ، زمین خشک و سوخته را آبیاری مینماید.

داکتر ناکه مورا ( میگوید): ” خوب ، خوب ! پائین بیائید و ببینید!”

  به امید و آرزوی اینکه این یک کانال زیبا ساخته شود واز زمین های  لامزرع وبایر جریان نماید . داکتر ناکه مورا آنرا ” کانال مروارید” با بکاربرد و استعمال کلمه فارسی دری برای دختر ، نامگذاری کرد.

در روز آینده : طول و درازی کانال به ( 1.2) کیلومتر از جای آبگیری که صرف و تنها خاک و زمین بود، رسید. این یک نقطه یا جای در امتداد دریا بود که برای یک برآمدگی کوچک یا( burr) ساخته شده بود.

این بالای سنگ ساخته نشده بلکه آب از بین فاصله ها درgabions (قفس استوانه ای از فلزو مملو از سنگها ) میگذرد.

قاعده و اساس آن محکم و سخت و کانکریتی نبوده و این gabions یا سبدهای  استوانه ای پر از خاک و سنگها  چپه شده و سقوط میکنند.  

مردم محلی قریه جات بخاطر شکستکی قفس های فلزی خود را به عجله به محل رسانیدند. این ها هیچ وقت را ضایع نکرده و دست بکار شدند.

از کتاب داکتر ناکه مورا بنام ” یک داکتر که کانال آبیاری آباد مینماید” : ” من به بهت و حیرت دیدم که اینها یک حس فطری داشتند که اگر دیوار ضعیف باشد ، چطور آنرا ترمیم نمود.

از ایام طفولیت بدینسو اینها یک درک و فهم از طبیعت خاک و زمین وهم جریان آب داشتند. من فهمیدم که اینها راه وروش زندگی را درآب و هوای خشک خوب یاد گرفته اند. فراست ، بینش و درک مستقیم قابل توجه و پشتکار و مداومت دهاقین محلی مرا بمنظور پیشبرد کار ما اعتماد و اطمینان داد.”

  کار ساختمان درطول سالهائیکه پیش میآمدند ادامه مینمودو آب در کانال زمانیکه کار بخشهای آن تکمیل میشد جریان مینمود.

  هفت سال بعد کانال آبیاری بالاخره به هدف مورد نظریعنی دشت گمبیری رسیدو بطول مجموعی بیست وپنج کیلومتر کانال تکمیل شد.

 داکتر ناکه مورا درختان بید را در دو طرف کرانه ها و پهلو های کانال غرس نمود.

ریشه های درخت بید با سنگ های درgabions(سبد استوانه ئی قفس گونه فلزی مملو از سنگها)  باهم پیچیده ، آنرا قایم و محکم گرفته و بدینترتیب باعث تقویت دیوار ها میشوند.

  علاوه بر دریا ، سایه سرد درختان پهنا و وسعت پیدا میکند و سپس دربهار ، در خط السیر و مسیر کانال ساحات وسیع اراضی گندم افزایش پیدا میکنند.

  دشت وبیابان  که بنابر خشکسالی ، خشک بودند به کشتزار ها و مزرعه های وسیع سرسبز تغییر نمودند.

  مردمیکه از کشور خویش فرار نموده بودند ، دسته دسته و بشکل پیوسته ومنظم شروع به بازگشت نمودند.

  به لسان پشتو ( میگوید): ” به مزارع و درختان نظر اندازید. در گذشته تنها درختان در قریب دریا و سرک ها بودند وبس. حالا درختان در جائیکه سابق هیچ درخت وجود نداشت ، قراردارند.”

موسم خزان میرسد و حاصلات رسیده پخته شده اند.

موج های از غله طلایی رنگ ساحه دشت گمبیری را که قبلا زمین خشک و لا یزرع و بیحاصل بودند ، پوشانیده است.

مردمیکه در ساختن کانال آبیاری شرکت و سهم گرفته بودند حالا سخت مصروف کار درو و جمع کردن برنج میباشند.

به زبان پشتو: ” من حالا باید قوی تر شوم تا برنج را درو و جمع نمایم. من هیچگاه تصور نمیکردم… که ما برنج را دراینجا دردشت جمع آوری و درو کنیم . اگر من کسی را میگفتم ، اینها هیچگاه باور نمیکردند”.

از ژورنال داکتر تیتسو ناکه مورا : ” حقایق به نسلهای آینده انتقال و یا دست به دست خواهند شد. حالا که دشت ، کشتزارهای سرسبز میشود، درختان نمونموده ، تکان خورده و میرقصند ، گوسفندان در کنار دریا میچرند ، میوه جات پخته میشوند وبا حاصل فراوان برای تمام زنده جانها که در صلح زندگی نمایند، این یک مدرک و دلیل غیرقابل انکار تنومندی میباشد.

  این ممکن یک گوشه ای کوچک از زمین باشد مگر من بخاطر فرصت ایکه گواه و شاهد این باشم ممنون و سپاسگذارم.”

  سپس داکتر ناکه مورا به یک پروژه جدیدیکه جوابگوی تقاضای مبرم و جدی اهل دهات که عبارت از ساختن تاسیسات مشخص میباشد، رو آورد. این یک بنا یا ساختمان مذهبی شامل یک مسجد ، عبادتگاه مسلمانان ، یکباب مدرسه که مکتب مذهبی مسلمانان میباشد.

   برای مردم افغانستان یک مسجد محل عبادت و همچنان یک جای برای تقویت روحی و معنوی آنها میباشد. مردم در آنجا جمع شده و بعضی اوقات نزاع ها و اختلافات میان مردم ده و قریه حل و فصل شده و بحیث مرکز یا هسته جماعت با جامعه محلی فعالیت مینماید.

   یک باشنده محل به زبان پشتو میگوید: ” این مسأله مرا بسیار خوشحال میسازد. با موجودیت مسجد ، ما قادر خواهیم بود که نماز بخوانیم و عبادت کنیم. این یک چیز شگفت آور و عالی است که صورت بگیرد ، هرکس خوش و مسرور میباشد”.

  در حوالی همین وقت ، نظامیان امریکایی به مساجد و مدرسه ها مشکوک بوده و به آنها به نظر محلات تربیه و پرورش تروریستان میدیدند.

  مگر داکتر ناکه مورا بی میلی و یا دودلی نشان نداد که به تقاضای باشندگان محل جواب و پاسخ ندهد.

داکتر ناکه مورا به زبان جاپانی میگوید: ” مردم واقعأ خوشحال بودند زمانیکه آب آمد، مگر شنیدن موضوع در باره مسجد ، اینها را بیشتر مسرور ساخت.

اینها گفتند که احساس میکنند که آنها آزاد گردیده اند.

آنچه این موضوع معنی میدهد این است که تا آنزمان ، راه عنعنوی زندگی را که اوشان پیروی و تعقیب میکردند، توسط نظامیان اشغالگر خارجی نادیده گرفته شده بود”.

این بدان معنی است که مسلمان بودن چیزی بد پنداشته میشد.  این مسأله شرافت ، مناعت و احترام خودی آنها را صدمه زده و تخریب مینماید.

اینجا یک فرصت و موقع بودکه یکدست کمک و معاونت به آنها داده شود و روحیه مردم را بلند ببرد.

دو سال بعد از آغاز ساختمان سرک کانال به مسافت بیست و پنج کیلومتر د رنیمه راه این فاصله در یک ده ویا قریه یک مسجد بزرگ که گنجایش و ظرفیت هشصد نفر نماز گزار را دارد ، دروازه های خود را باز مینماید. در حدود ششصد نفر متعلم به مدرسه میروند. صنف ها همه رایگان و مجانی میباشند.

  علاوه برمسایل اسلامی ، در مکتب مضامین استندرد و معیاری خواندن ، نوشتن ، ریاضی و حساب تدریس میگردند.

یک استاد مدرسه به زبان پشتو میگوید: ” این یک صنف لسان انگلیسی برای شاگردان صنف سوم میباشد. ماین ها ، برای مردم  هستند .  دشمنان پنهان شده . درست شد”.

” اطفال کلمه به کلمه در باره خطرات د رجهان پیرامون و اطراف شان می آموزند. وقتیکه شما یک ماین را دریافت میکنید ، چی میکنید؟ دور قرار بگیرید ، به آن دست نزنید! چی را میخواهید که مطالعه و یا بیاموزید؟”

شاگرد ( 1) جواب میدهد : ” هر چیز را”.

شاگرد( 2) جواب میدهد: ” من ریاضی و حساب را خوش دارم ”.

شاگرد( 3) پاسخ میدهد: ” من قرآن کریم را دوست دارم که بخوانم ودر این زمینه تحصیل کنم”.

یک مراسم بخاطر تجلیل از ختم و تکمیل کار کانال آبیاری ، مسجد و مدرسه گرفته شد.

گل آقا شیرزی والی وقت ولایت ننگرهار: ” بسم اله الرحمن الرحیم . خداوند به تمام مردم و اهالی ننگرهار وبه تمام افغانها خیرکند(به خیر تمام افغانها تمام شود ـ م). خانه اش آباد ! زنده باد!، هورا !”

  داکتر ناکه مورا بهره برداری ، استفاده و تنظیم امور مسجد و مدرسه را به اهالی و یا مردم محل تسلیم وسپرد.

  بعد از اینکه دوازده سال از آغاز کار ساختمانی کانال آبیاری گذشت ، ”کانال آبیاری مروارید”بیشتر توسعه و انکشاف داده شد و حالا یک ساحه به فاصله بیست و هفت ( 27 ) کیلو متر را در برمیگیرد.

دشت گمبیری که بنام ” وادی مرگ” یاد میشد و در آن یک درخت هم نشو ونما نمیکرد ، اکنون دوباره بحیث یک ساحه و منطقه بزرگ سبز دوباره احیاء و ایجاد گردید.

  علاوه بر”کانال آبیاری  مروارید” ، داکتر ناکه مورا در هشت منطقه دیگر کانالهای آبیاری را یا جدیدأ ساخت ویا تجدید و اصلاح و فعال ساخت. کانالها در سرتاسر منطقه ، بمساحت مجموعی شانزده هزار (16000) هکتار زمین را آبیاری نمودند.

  آب ، وسیله زندگی و معاش ششصد هزار نفر ( 600000) ویا مردم را تأمین و تقویت مینماید.

مردم محل در خطاب به داکتر ناکه مورا به زبان پشتومیگویند: ” شما مسأله ساختمان را بسیار جدی و به صداقت و راستی گرفتید. هیچکیس قبلأ و هرگز چنین جدی ، باوجدان و وظیفه شناس نبود.

ما خیلی سپاسگذاریم.

ما برای صحت و سلامتی و موفقیت تان دعا میکنیم”.

داکتر ناکه مورا به لسان پشتو میگوید:

” در اینجا آب نبود. در اینجا پول نبود. در اینجا هیچ چیز برای مردم که تغذیه نمایند وجود نداشت، مگر از همه مهمترین چیز زنده ماندن بود. زندگی برترین و بزرگترین مسأله میباشد.

چیزی که به آن نیاز است و ایجاب مینماید، اسلحه و اردو نیستند. زندگی ضرور است ، به تفنگ مفنگ ضرورت نیست. ازینرو ما تعهد نموده قول  ووعده میدهیم که به عرضه و پیشکش کمکهای خویش ادامه خواهیم داد”.

  پروسس نمودن و یا کار لازم در مورد موادغذایی در قریه آغاز گردید.

  در یک فابریکه شکر، قند ازنیشکریکه در مزارع جدید رشد و نمو کرده بودند تصفیه وتولید میگردد. قندنصواری ویا ”گر” که یک زمانی از تولیدات [ولایت ننگرهار] بشمار می آمد، بعد از نبودن و فقدان طولانی دوباره ظاهر میگردد.

 تولید لبنیات همچنان دوباره نیروی تازه گرفته و تولید پنیر و دیگر لبنیات شروع گردید.

  حالا در اخیر هفته ها یک بازار یا مارکیت باز میباشد و سرکها را دوباره صحنه با روح و با نیروی تازه میسازد.

  بسیاری از اهل قریه و ده  درین منطقه از کانال آبیاری قدردانی کرده ، امنیت را بهتر ساخته و صلح را در ساحه آورد.

یک باشنده محل به پشتومیگوید:

” اگر مردم مصروف و مشغول کار باشند ، اینها وقت آنرا نخواهند داشت که در بارهء جنگ فکر کنند”. اینها وقتی به جنگ میروند که پول نداشته باشند. زمانیکه مردم بقدر کافی خوراکه و مواد برای خوردن داشته باشند ، اینها به جنگ نمیروند”.

  پس از شانزده سال از دورنمودن چپن سفید داکتری ، داکتر ناکه مورا  دید و نظر خویشرا که در اینجا تعقیب کرده بود ارزیابی نمود.

داکتر ناکه مورا به زبان جاپانی میگوید:

” این یک جنبش صلح نیست . این قسمت یا بخشی از کار و شغل داکتری و طبابت من است. بحیث یک مسأله طبی ، چیزیکه عمده و اساسی است این میباشد که چی تعداد زندگی را میتوان نجات داد وحفظ نمود.

چیزی که ما موفق شدیم بحیث نتیجه :

در ساحه کار و فعالیتهای ما جائیکه ششصد هزار نفر زندگی میکنند ، در آنجا کمتر جنگ است. نظم و قانون بهتر ، کمتر مواد مخدره.

مگر من کمتر و به ندرت این کار را منحیث یک جنبش برای صلح تشریح یا توصیف و تعریف کرده ام.

مردم وقت آنرا ندارند که مشغول جنگ شوند . اگر اینها جنگ کنند ، وضعیت فقط بدتر خواهد شد. و از این جهت و نگاه ، صلح در آنجا [در مناطق فعالیتهای داکتر ناکه مورا] برقرار است.صلح یک محصول فرعی کار ماست. بدست آوردن صلح هدف مانبود”.

   گرچه آنهائیکه از کانال های آبیاری منفعت میبرند، بیشتر از دو ( 2%) نفوس افغانستان نمیباشند.

 سازمان ملل متحد تخمین نموده که در سال 2014 عیسوی به تعداد 1/3 فیصد نفوس    ( افغانستان ) مواجه به کمبود مواد غذایی نسبت خشکسالی بوده و اکنون در افغانستان ، امنیت خراب ترگردیده است ، چنانچه حملات تروریستی توسط شورشیان ضد دولت افزایش یافته است.

قوای ائتلاف به رهبری ایالات متحده امریکا تلاش نمود تا با قوای نظامی علیه توسعه شورش اقدام نماید.

شانزده سال پس از حملات سپتمبر تاکنون ، پایان و ختم جنگ دیده نمیشود . در عین حال درخواست ها و تقاضا ها از قسمت های مختلف مملکت بخاطر اعمار و ساختن کانالهای آبیاری به داکتر ناکه مورا مواصلت نموده اند.

      به پاسخ آنها داکتر ناکه مورا یک پروژه جدید را آغاز نمود.

    پروژه هدف دارد که تا یک مرکز تعلیمی را ایجاد نماید و ازاینطریق تجربه خود را به تکنیشن ها ویا متخصصین جوان که از ساحات و مناطق خشکسالی زده گی استخدام میگردند ، انتقال دهند.

  داکتر ناکه مورای هفتاد ساله در مقابله با چلنج ها و چالش ها  با خشکسالی و جنگ به تلاشهای خویش ادامه میدهد و خواب آن روزی را که مردم این سرزمین یکبار دیگر اراضی سر سبز و زندگی صلح آمیز را ببینند ، نگهمیدارد و آنرا بجا وبه حق میداند.

  از ژورنال داکتر ناکه مورا :

” هیلوکوپترهای امریکایی ها اکثرا از بالای ساحاتیکه ما در آنجا کار مینمائیم ، میگذرند.

اینها در فضا یا آسمان پرواز مینمایند تا بکشند ،  ما دربالای زمین هستیم بخاطریکه زندگی نمائیم .

پیراهن های خاک آلود را به تن خویش داریم.

در اینجا بالای زمین ، خوشی و مسرت وجود دارد که اوشان هیچگاه نخواهند داشت.

ما احساس آنانیراکه با دیدن و رسیدن آب بالای اراضی خشک و سوخته ابراز شادمانی و تمجید میکنند ، میدانیم.

این امتیاز ماست که رقص زندگی را در روی تبسم کنان اطفالیکه در کنار دریا بازی میکنند ، شاهد و گواه باشیم و این شالوده و پایه و اساس صلح میباشد”.

این فلم مستند را میتوان در یوتیوب به آدرس زیر مشاهده نمود:

https://www.youtube.com/watch?v=rpjf3XbpPWc



Lämna ett svar